مجموعه داستان خارجی

داستان‌های وحشت 2

رادمهر
9789648673524
۱۳۸۶
۱۳۲ صفحه
۱۳۸۶ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
سن نفرت‌انگیز (مجموعه 8 شاهکار داستان کوتاه از نویسندگان بزرگ جهان)
سن نفرت‌انگیز (مجموعه 8 شاهکار داستان کوتاه از نویسندگان بزرگ جهان) میلان کوندرا نویسنده چک در جایی می‌نویسد: تنها ادبیات است که می‌تواند ما را از بی‌رحمانه‌ترین و ملال‌آورترین جنبه زندگی یعنی روزمره‌گی دور کند. یک رمان خوب یا داستان‌های کوتاه به راحتی می‌تواند ما را از ملال تعطیلات، بیهودگی، روزمره‌گی و نکبت زنده بودن (به هر قیمت) و خیلی نکبت‌های دیگر دور کند و لختی در هزارتوهای روابط پیچیده بین انسان‌ها، ...
تئاتر برای مخاطبان جوان 22 نمایش‌نامه بلند برای نوجوانان 1 2 جلدی
تئاتر برای مخاطبان جوان 22 نمایش‌نامه بلند برای نوجوانان 1 2 جلدی آثاری که در این مجموعه می‌خوانید شامل 22 نمایش‌نامه برای کودکان و نوجوانان است که به موضوعات مبتلا به آنان از جمله: رابطه با خانواده و دنیای پیرامون، تحمل و مدارا در سختی‌ها، مسئله بلوغ، همچنین کودکان و نوجوانان در معرض آسیب و مانند آن می‌پردازد. این نمایش‌نامه‌ها که از دو کتاب «بیست نمایش‌نامه بلند ...
زخم نامرئی (21 داستان از 21 نویسنده) مجموعه داستان
زخم نامرئی (21 داستان از 21 نویسنده) مجموعه داستان زخم نامرئی، مجموعه داستان‌هایی از نویسنده‌های زنده و درگذشته جهان امروز است که در ژانرهای مختلف دست به قلم برده‌اند و به نگارش داستان کوتاه دست زده‌اند. داستان‌های این مجموعه هر کدام رویکردی متفاوت نسبت به داستان‌های کل مجموعه است. بدین طریق که خواننده در این کتاب،‌ بیست و یک داستان در فضاهای گوناگون می‌خواند و با شیوه‌ها و ...
نمایش‌نامه‌های تک‌پرده‌ای
نمایش‌نامه‌های تک‌پرده‌ای پردینز: یادت می‌آید که من چطور او را به یک الهه یونانی تشبیه می‌کردم با پیراهن سفید، شیپور طلایی، با صندل و تاج گل. هیچ‌کس جز تو نمی‌دانست که من «شهرت» را به این شکل در نظر مجسم می‌کردم و به او اعتقاد داشتم و او را موجودی واقعی می‌پنداشتم. ایمان داشتم که یک روز خواهد آمد ولی همه مرا ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها