ژان والژان برای سیر کردن هفت فرزند گرسنه خواهرش قرصی نان میدزدد و نوزده سال در زندان اسیر میشود. پس از آزادی زندگیاش را وقف نیازمندان و کوزت، دختری یتیم، میکند اما بازرس ژاور نماینده قانون، همهجا در تعقیب اوست.
۲۰ رمان
«ويكتور ماري هوگو» بزرگترين شاعر قرن نوزدهم فرانسه و شايد بزرگترين شاعر در عرصه ادبيات فرانسه و نيز داستان نويس، درام نويس و بنيانگذار مكتب رومانتيسم، در بيست و ششم فوريه 1802متولد شد. وي سومين پسر كاپيتان « ژوزف لئوپولد سيگيسبو هوگو» ( بعدها به مقام ژنرالي نائل آمد) و «سوني تره بوشه» بود. هوگو به شدت تحت نفوذ و تاثير مادر قرار داشت. مادر وي از سلطنت طلبان و از پيروان متعصب آزادي به شيوه ولتر بود و تنها ...
93
دست یافتن مردم پاریس به قلعه باستی در چهاردهم ژوئیه 1789 آغازی بود برای فروریختن کاخ استبداد در فرانسه، این حال و هوای انقلابی چندین سال دوام داشت، و رمان نود و سه ما را به تماشای آن فضای انقلابی در سال 1973 میبرد.
در این رمان حماسی، ویکتور هوگو وقایع تاریخی را با خیالپردازیهای هنرمندانه میآمیزد و اثری بزرگ و ...
ارنانی
نمایشنامه ارنانی در سال 1830 میلادی نگاشته شد و هوگو در آن بخشی از تاریخ سیاسی کشور اسپانیا در اوایل قرن شانزده میلادی یعنی سال 1519 را مرور میکند. هوگو در این نمایشنامه اگرچه کشور اسپانیا را به عنوان بستر رخداد داستانهای خود برمیگزیند، اما میکوشد تصاویری از جامعه فرانسه دوران خود، یعنی سرخوردگیهای انقلاب کبیر فرانسه در اثرش جای ...
مردی که میخندد
کودک بر سر صخره بی حرکت ایستاد. به افق خیره شد. کسی را به کمک نطلبید. شکایتی هم نکرد. ضربت غیر منتظره بود ولی سخنی نگفت. در کشتی نیز به همان گونه سکوت برقرار شد. بین کودک و سرنشینان کشی کلمهای هم به عنوان خداحافظی رد و بدل نشد. گوئی دو طرف توافق کردهاند بر سر صخره میخکوب سده و ...
بینوایان 1 (2 جلدی)
ـ آیا ممکن است سرشت بشر بهکلی دگرگون شود؟
ـ آیا ممکن است همان گونه که ستون فقرات بشر زیر سقفی کوتاه، درهم فشرده و خم میشود در آدمی نیز زیر بار فلاکت و فقر عیب پذیرد و به معلولیتی درمانناپذیر دچار شود؟
ـ آیا در روح بشر عنصری الاهی وجود دارد که فساد نمیپذیرد؟
فشارهای اجتماعی و اخلاقی آدمی را به تباهی ...
نتردام دوپاری (گوژپشت نتردام)
جیب خالی، مرد را ماجراجو بار میآورد. ((گرنگوار)) بیمحابا پیش رفت و به زودی بیکی از کرمهای خزنده رسید. در این حالت دریافت که این خزنده مبهم مرد افلیجی بیش نیست! این مرد که روی دستها برمیجست به عنکبوت مجروحی که دو پا ندارد بیشتر شباهت داشت. وقتی که گرنگوار از کنار این عنکبوت آدمنما میگذشت، صدایی از مرد افلیج ...