ن والژان برای سیر کردن هفت فرزند گرسنه خواهرش قرصی نان میدزدد و نوزده سال در زندان اسیر میشود. پس از آزادی زندگیاش را وقف نیازمندان و کوزت، دختری یتیم، میکند اما بازرس ژاور نماینده قانون، همهجا در تعقیب اوست.
۲۰ رمان
«ويكتور ماري هوگو» بزرگترين شاعر قرن نوزدهم فرانسه و شايد بزرگترين شاعر در عرصه ادبيات فرانسه و نيز داستان نويس، درام نويس و بنيانگذار مكتب رومانتيسم، در بيست و ششم فوريه 1802متولد شد. وي سومين پسر كاپيتان « ژوزف لئوپولد سيگيسبو هوگو» ( بعدها به مقام ژنرالي نائل آمد) و «سوني تره بوشه» بود. هوگو به شدت تحت نفوذ و تاثير مادر قرار داشت. مادر وي از سلطنت طلبان و از پيروان متعصب آزادي به شيوه ولتر بود و تنها ...
ارنانی
نمایشنامه ارنانی در سال 1830 میلادی نگاشته شد و هوگو در آن بخشی از تاریخ سیاسی کشور اسپانیا در اوایل قرن شانزده میلادی یعنی سال 1519 را مرور میکند. هوگو در این نمایشنامه اگرچه کشور اسپانیا را به عنوان بستر رخداد داستانهای خود برمیگزیند، اما میکوشد تصاویری از جامعه فرانسه دوران خود، یعنی سرخوردگیهای انقلاب کبیر فرانسه در اثرش جای ...
شاهکارهای کوتاه (مجموعه 4 داستان)
کلود در ظرف چند ماه به محیط زندان خو گرفت. گویی دیگر به فکر هیچکس نبود. زیرا آرامش و صفای خاطری آمیخته به سنگینی و وقار که خاص اخلاق او بود روح منقلبش را در بر گرفت و بر همه خاطرات تلخ و شیرینش پرده کشید. تقریبا در ظرف همان مدت کلود تفوق و برتری مخصوصی نسبت به تمام همزنجیران ...
ری بلاس
ری بلاس یک درس اخلاق برای زمامدران و گردانندگان کشورها و اجتماعات است، نشان میدهد که چگونه به علت خطاهای دربار و دولت، استعدادهای خداداد جوانان به هدر میروند و به انحراف کشیده میشوند!
نتردام دوپاری (گوژپشت نتردام)
جیب خالی، مرد را ماجراجو بار میآورد. ((گرنگوار)) بیمحابا پیش رفت و به زودی بیکی از کرمهای خزنده رسید. در این حالت دریافت که این خزنده مبهم مرد افلیجی بیش نیست! این مرد که روی دستها برمیجست به عنکبوت مجروحی که دو پا ندارد بیشتر شباهت داشت. وقتی که گرنگوار از کنار این عنکبوت آدمنما میگذشت، صدایی از مرد افلیج ...
مردی که میخندد
هنگام طوفان مخصوصا طوفان برف. شب و دریا در هم آمیخته و به شکل مه غلیظی در میآیند. کشتی در دنیایی مهآلود دستخوش گردباد، به هر طرف رانده می شد. بدون آنکه نقطه اتکا، وسیله برگشتن از راه منحرف یا توقف داشته باشد، در میان افق نامرئی و عقب سر تیره و تار پیش میرفت.