رمان ایرانی

آدم و حوا

کاروان
9789648497328
۱۳۸۸
۳۵۲ صفحه
۷۱۳ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
دیگر رمان‌های محمد محمدعلی
جهان زندگان
جهان زندگان ما وارث سرنوشت درگذشتگان خویشیم. اما این به آن معنا نیست که گوشه‌ای بنشینیم، و دست روی دست بگذاریم، و چون وارث درگذشتگان خویشیم، در پی تغییر سرنوشت خود و اطرافیان خود نباشیم. یا حتی ندانیم چه بر سرمان آمده که نتیجه گرفته‌ایم، ما وارث سرنوشت درگذشتگان خویشیم.
نقش پنهان
نقش پنهان من 1 ایرانی تمام عیارم. فکر می‌کنم باید شریک غم دیگران باشم و شادی دیگران مربوط به خودشان است. رفتن به مجلس ختم را ضروری می‌دانم ولی حضور در مجلس عروسی را نه. وقتی قتلی اتفاق می‌افتد مرگ برایم جذابیت بیشتری پیدا می‌کند. برای همین احمدخان را فرستادم بالای دار. بالای دار نه. عرصه را بهش تنگ کردم تا خودکشی ...
رعد و برق بی‌باران
رعد و برق بی‌باران
چشم دوم و چند داستان دیگر
چشم دوم و چند داستان دیگر گوشی تلفن را گذاشت و روی کاناپه دراز کشید. لوستر وسط هال یادآور خاطره‌ای آزاردهنده بود. روز اول وروشان به این خانه و موقع آویختن لوستر، بار دیگر کشمکش آن‌ها بالا گرفت. همسرش از رنگ نقره‌ای آن خوشش نمی‌آمد و به حالت قهر لوستر را رها کرد و شاخه‌ فلزی آن روی پای مرد افتاد. یک هفته نتوانست کفش بپوشد. ...
مشی و مشیانه
مشی و مشیانه راویان قصه‌های سه گانه روز اول عشق، زنانی هستند که در کنار مردان بزرگ می‌زیسته‌اند و تاکنون به چشم نیامده‌اند. چرا که در کنار هر مرد بزرگ و خداگونه، زنی می‌زیسته است در شان و منزلت او، که خود عاشقی بی‌نظیر بوده است، در حد اسطوره‌ها و افسانه‌ها و قصه‌هایی که تاکنون خواند‌ه‌ایم. مشی و مشیانه، دومین قسمت از سه‌گانه روز ...
مشاهده تمام رمان های محمد محمدعلی
مجموعه‌ها