باغ مارشال 3
روز اگر زود گذشت و نچیدیم گل سرخ غروب رو نگیریم ز تاریکی شب که سحر میرسد از راه و درون چشمش اثر روشن صبح دگری مشهود است. عزیزم، اگر آسمان زندگیات از اختر و ماههای تکراری گرفت، بدون شک آسمان دیگری میخواهد و ماه دیگری. تو را و همسفرت را به خدا میسپارم، یادت باشد خواهی اگر بمان و، ...
آنسوی نیزار
این کتاب یک رمان است. مردی شصت ساله و موقر، داستان زندگی خود را به سعید، خبرنگار ساکن لندن میدهد تا چاپ شود. سعید داستان را میخواند و به نظرش بسیار پرکشش و جالب میآید. او سرگذشت پر نشیب و فراز مرد را که در طول مدت خبرنگاریش هیچگاه با مانند آن مواجه نشده بوده، به چاپ میرساند و شکی ...
باغ مارشال 4
گفتم: زندگی هم یک قمار است که دائما برد و باخت برقرار است، یکی میبرد، یکی میبازد، یکی خسته میشود میدان را به حریفان پر استقامت و خستگی ناپذیر واگذار میکند. اما به قول شاعره فروغ فرخزاد: هیچ صیادی از جوی حقیری که به گودال میریزد، هرگز مرواریدی صید نخواهد کرد.
من محکوم میکنم
درماندگان عشق
ـ ببخشین، ربابه خانم تشریف دارن؟
ـ آن زن قبل از اینکه جواب ما را بدهد، کنجکاوانه سر و وضع و قیافه ما را بررسی کرد و سپس گفت:
ـ بله! شماها کی هستین؟
گفتم: من دخترش هستم!
نمیدانم مادرم درباره من به او چه گفته بود؛ از نگاهش متوجه شدم تا نام مرا شنید، با نگاهی تحقیرآمیز به من گفت:
ـ حالا میآیی سراغ ...