مجموعه داستان خارجی

صندلی روی بالکن

صندلی خالی هم بالای بالکن بود. جلوتر رفت تا موج سنگین‌تر آمد، از جا کندش و بردش رو به مغرب. خواست دست و پا بزند که نتوانست. موج دیگری آمد. باز سنگین‌تر و باز کندش و بردش. دست‌هاش را تکان داد اما نتوانست آب را بشکافد. به پاهاش فشار آورد. پاها دیگر در اختیارش نبود، که موج آخر آمد و او را با خود برد. لحظه‌ای ساحل را دید و آن صندلی را که روی بالکن بود.

قطره
9786001193156
۱۳۹۰
۱۷۶ صفحه
۴۸۳ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های محمد قاسم‌زاده
چیدن باد 1 (2 جلدی)
چیدن باد 1 (2 جلدی) من که شاه نبودم. مترسک سر جالیز بودم. خودشان می‌بریدند و می‌دوختند و حتا نظر مرا هم نمی‌خواستند. نایب‌السلطنه به جای من نظر می‌داد. اگر هم می‌پرسیدند، چیزی نمی‌دانستم. قرار بود سال‌ها ولیعهد باشم و کار اداره مملکت را آرام آرام یاد بگیرم، اما همه چیز مثل برق و باد به هم خورد و من شدم شاه.
افسانه‌های ایرانی
افسانه‌های ایرانی فرهنگ ایرانی زادگاه برخی افسانه‌های کهن جهان است. اگر افسانه‌ای در این سرزمین زاده نشده باشد، بی‌شک در گذر از فرهنگ ایران همراه خود را به سوی سرزمین دیگر باز کرده است. ایران واسطه میان هند و نقاط غربی و در گونه‌گونی و شباهت افسانه‌ها نقشی موثر داشته. طیف وسیع افسانه‌ها در ایران، میراث گرانقدر در فرهنگ ماست.
رویای ناممکن لی جون
رویای ناممکن لی جون
شهسوار بر باره باد
شهسوار بر باره باد چنین گوید خداوند این اخبار که چون موکب سلطانی بدین قلعه رسید، آسوده نیاسوده، از پس ده روز، گروهی از قراولان خبر آوردند که فوجی سپاه از جانب مشرق رو به قلعه می‌آید. سلطان به دیده‌بانان دستور داد تا به حزمی تمام برچکادهای قلعه بنشینندو به دربانان فرمود که بی‌فرمان او در بر کسی نگشایند. قلعه اما، در برهوت پرت ...
اسفندیار
اسفندیار اسفندیار قربانی سودای قدرت است. فضای تازه‌ای که در فرهنگ ایرانی به وجود آمده و اسفندیار خود را قهرمان و پیشرو این فضا می‌داند، رویای صعود به قله قدرت را در سر این پهلوان جنگ‌های بزرگ می‌اندازد و در پایان او را به جنگ رستم می‌برد، جنگی که در یک سو شرف انسانی است و در مقابل عطش قدرت.
مشاهده تمام رمان های محمد قاسم‌زاده
مجموعه‌ها