رمان خارجی

وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم

(What i talk about when i talk about running memoir)

خوشحالم که طی این همه سال، تحت هر شرایطی، از دویدن دست بر نداشته‌ام. دلیل خوشحالی‌ام آن است که رمان‌هایم را دوست دارم. حالا هم سخت مشتاقم که ببینم رمان بعدی چه از کار در خواهد آمد. من نویسنده‌ای هستم با محدودیت‌های خاص خود ـ آدمی ناکامل با یک زندگی ناکامل و محدود ـ و اگر هنوز هم چنین حسی به کار خود دارم پس باید گفت که راه درست را انتخاب کرده‌ام. شاید اغراق باشد که آن را معجزه بخوانم ولی در واقع همان حس را دارم. اگر دویدن‌های روزانه در راه برآوردن خواسته‌ام به من یاری رسانده، پس باید بسیار سپاس‌گذار آن باشم.

نگاه
9789643517038
۱۳۹۱
۱۶۰ صفحه
۱۶۹۰ مشاهده
۰ نقل قول
هاروکی موراکامی
صفحه نویسنده هاروکی موراکامی
۷۶ رمان موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته خودش در آوریل سال ۱۹۷۴ در هنگام تماشای یک مسابقه بیسبال، ایده اولین کتاب‌اش به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در همان سال یک بار جاز در کوکوبونجی توکیو گشود. در سال ۱۹۷۹ اولین رمانش به آواز باد گوش بسپار منتشر شد و در همان سال جایزه ...
دیگر رمان‌های هاروکی موراکامی
مردان بدون زنان
مردان بدون زنان موراکامی در جایی نقل می‌کند: «برای من نوشتن رمان یک چالش و نوشتن داستان کوتاه یک لذت است. اگر نوشتن رمان را به ساختن جنگل تشبیه کنیم، نوشتن داستان کوتاه به مثابه ساختن یک باغ است.» او در این کتاب که موضوع محوری‌اش«تنهایی»‌ست، از قدرتش برای مشاهده و به تصویر کشیدن زندگی مردانی بهره می‌برد که هر یک به نحوی ...
چاقوی شکاری
چاقوی شکاری هاروکی موراکامی (متولد 1949) در ایران کمابیش شناخته شده است. ایشان پرآوازه‌ترین نویسنده ژاپنی معاصر است که حدود ده رمان و چند غیر رمان نوشته و شهرت جهانی کسب کرده است. کافکا، در کرانه و پس از تاریکی با ترجمه همین قلم و چند ترجمه دیگر از او به زبان فارسی منتشر شده است. مجموعه داستان حاضر و مجموعه دیگری ...
1 عضو غیروابسته
1 عضو غیروابسته «من اون‌قدر دوستش دارم که تمام چیزایی که تا حالا برام لذت‌بخش بودن، دیگه در نظرم خسته‌کننده و مسخره‌ان؛ دیگه دلم نمی‌خواد ورزش کنم؛ حوصله ندارم برم لباس بخرم؛ حتی می‌ترسم بشینم پشت پیانو، درش رو باز کنم؛ دیگه میلی به غذا خوردن ندارم؛ ساکت می‌شینم و فقط نگاه می‌کنم. اگر قلب اون بزنه قلب من هم این‌جا می‌زنه؛ درست ...
کتاب‌خانه غرایب
کتاب‌خانه غرایب پسرک کتاب‌خوانی هنگام مراجعه برای دریافت کتاب از کتاب‌خانه توسط کتابدار به محلی برده می‌شود و در گذر از مارپیچ‌های پنهان کتاب‌خانه در سلولی گرفتار می‌شود. او به همراه چند نفر، از جمله نگهبان زندان برای نجات جان خود اقدام به فرار می‌کنند...
سامسای عاشق
سامسای عاشق زن با لحن محزونی گفت:«عجیب است، نه؟ دور و بر ما همه چیز دارد می‌رود هوا. ولی هنوز بعضی‌ها نگران یک قفل شکسته‌اند، بعضی‌ها هم این‌قدر وظیفه‌شناسند که می‌آیند برای تعمیر... ولی شاید درستش همین باشد. همین سر و کله زدن با خرده‌ریزها. همین وظیفه‌شناسی و درستکاری که ما داریم، حالا که دنیا دارد سر و ته‌اش هم می‌آید. عقل‌مان ...
مشاهده تمام رمان های هاروکی موراکامی
مجموعه‌ها