رمان خارجی

سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش

(Colorless tsukuru tazaki and his years of pilgrimage)

سوکورو تازاکی ماه‌ها در چنبره مرگ گرفتار شده بود چون یک روز هر چهار دوست صمیمی‌اش به او گفته بودند که دیگر نه می‌خواهند ببینندش، نه با او حرف بزنند، هیچ‌وقت. او حالا به سارا دل بسته ولی رابطه‌اش با او هم به در بسته خورده است. سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش رمانی است درباره عشق، دوستی، و سال‌های سال دل‌شکستگی.

چشمه
9786002294340
۱۳۹۳
۳۰۴ صفحه
۹۶۶ مشاهده
۲ نقل قول
نسخه‌های دیگر
هاروکی موراکامی
صفحه نویسنده هاروکی موراکامی
۷۶ رمان موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته خودش در آوریل سال ۱۹۷۴ در هنگام تماشای یک مسابقه بیسبال، ایده اولین کتاب‌اش به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در همان سال یک بار جاز در کوکوبونجی توکیو گشود. در سال ۱۹۷۹ اولین رمانش به آواز باد گوش بسپار منتشر شد و در همان سال جایزه ...
دیگر رمان‌های هاروکی موراکامی
پس لرزه
پس لرزه اقتصاد کشور روزبه‌روز رونق بیش‌تری می‌گرفت و پول مردم از پارو بالا می‌رفت که ناگهان زلزله شد. زلزله برای شخصیت‌های پس‌لرزه، پژواکی از گذشته‌ای است که سال‌ها پیش مدفون کرده‌اند. ساتسوکی سی‌سال از عمرش را در نفرت از مردی به سر برده که او را از بچه‌دار شدن محروم کرده. آیا کینه سخت او بوده که فاجعه زلزله را به بار ...
کتاب‌خانه عجیب
کتاب‌خانه عجیب پسربچه‌ای تنها، دختری مرموز، و مردی که لباس گوسفند به تن‌اش دوخته شده، نقشه می‌کشند از کتاب‌خانه پیچ‌درپیچ و ترسناکی فرار کنند، کتاب‌خانه‌ای ساخته تخیل بی‌مرز هاروکی موراکامی که تخصصش آمیختن واقعیت و وهم است.
جنوب مرز غرب خورشید
جنوب مرز غرب خورشید همه همین‌طور پشت‌سر هم ناپدید می‌شوند. بعضی چیزها یک‌باره محو می شود، انگار ناگهان آنها را برچیده‌اند. بعضی دیگر به آهستگی در مه کم‌رنگ‌تر و کم‌رنگ‌تر می‌شود... و تنها چیزی که باقی می‌ماند کویر است. وقتی از بار بیرون آمدم چیزی به طلوع خورشید نمانده بود و بارانی ملایم بر خیابان اصلی آئویاما می‌بارید. بیش از حد خسته بودم. قطرات باران ...
پرنده کوکی و زن سه‌شنبه
پرنده کوکی و زن سه‌شنبه والدینش آدم‌های خوبی بودند، خیلی شایسته ـ اصلا شاید کمی بیش از حد شایسته. پدرش یکی از مدیران اجرایی یک شرکت نفتی بود. از آنجایی که پدر من هم یک زنجیره پمپ بنزین در شیزوئوکا داشت، این امر بدون شک یک تفاهم آشکار بین خانواده‌ها محسوب می‌شد. مادر طرف با یک سینی چای زیبا از ما پذیرایی کرد.
مشاهده تمام رمان های هاروکی موراکامی
مجموعه‌ها