در من ناشکیباییهایی هست و راههایی. باید آنهارا به اتمام برسانم.
نادر اشخاصی قادرند عاشق شوند زیرا نادر اشخاصی قادرند همه چیز را از دست بدهند.
برای رسیدن به دور دستها، باید از نزدیکیها گذشت اما رسیدن به نزدیکیها به سهولت میسر نیست.
۴۶ رمان
کریستین بوبن، نویسنده فرانسوی زاده ۲۴ آوریل ۱۹۵۱ است. او پس از تحصیل در رشته فلسفه به نویسندگی روی آورد و تا کنون بیش از ۳۰ اثر از او منتشر شدهاست. کودکی، عشق و تنهایی دستمایه خلق آثار اوست. آثار بوبن مانند زنجیر به هم پیوستهاند، هر یک تصویر دیگری را روشن ساخته ودر کنار هم، تابلوی زندگی و افکار نویسنده را شکل میدهند. برای او تجربههای ساده زندگی ـ کودکی، عشق، تنهایی ـ دستمایه خلق آثاری عاشقانهاست. بوبن بیش ...
ایزابل بروژ
کسانی که انتظارشان را میکشی، در اعماق وجودت گم گشتهاند؛ تو این را خوب میدانی. آنها در ژرفای تاریک جانت سردرگماند. آتشی روشن کن تا ببینند، تا راهشان را بازیابند، مسیری را که از جهنم به روز روشن میرسد، به خود امروز، ایزابل.
جانت را بیافروز
بنویس
مسیح در شقایق و بندباز
...
شعر را از دست دوستام گرفتم.
برای خواندن یک داستان دو سه ساعتی زمان لازم است
و برای خواندن یک شعر، یک عمر.
انسان شادکام
«آرزوی کتابی را داشتم که همان گونه که نردههای باغ متروکی را هل میدهید و وارد میشوید، آن را بگشایید.»
6 اثر
عشق میآید،عشق میرود.همواره به زمان خویش و هیچگاه به زمان ما.برای آمدن،تمام آسمان را،تمامی زمین را،تمامی واژگان را میطلبد.نمیتواند در تنگای یک معنی بگنجد.حتی نمیتواند به یک خوشبختی اکتفا کند.عشق آزاد است.آزادی با خوشبختی همراه نیست.با شادی همراه است.شادی در قلب ما مانند نردبانی از نور است.نردبانی که از ما بسی بالاتر میرود.که از خودش بسی بالاتر میرود،آنجا که دیگر ...
زندانی در گهواره
من در شهری متولد شدم که بذرهای کاشته شده در آن از جنس فولاد بود درون گهوارهای چدنی به شکل گلولهی توپ به دنیا آمدم، در خانوادهای پرورش یافتم که وقتی آنان را بمباران سوال میکردی، از جنس فولاد آبدیده میشدند. با مردانی صحبت کردم که میخواستند با شکافتن آسمان آن را خالی از درخشش و نور کنند. من همچون ...