رمان ایرانی

سال‌های بی‌کسی

از بالای درخت تنومند گیلاس که تازه به شکوفه نشسته بود به مادرم می‌نگریستم. داشت تلاش می‌کرد مرا متقاعد کند هر چه زودتر از درخت پایین بیایم. مادر در حال کندن گونه‌اش در حالی که به بالا نگاه می‌کرد و دستش را در برابر نور خورشید جلوی صورتش گرفته بود گفت: این اداها برای چیه؟ برای اینه که حرفتو به کرسی بنشونی؟ بیا پایین مادر بیا، الان مهمانها از راه می‌رسند من هم هزارتا کار دارم، بیا برو لباستو عوض کن و دستی به سرت بکش.

چکاوک
9789646043633
۱۳۸۹
۶۸۰ صفحه
۶۷۸ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های مریم جعفری
شب‌های غربت
شب‌های غربت
بی‌قرار
بی‌قرار
تک‌سوار عشق
تک‌سوار عشق
بازمانده
بازمانده یک روز مقابل تمامی دیگران ایستادی و بر خواسته‌ات، و آن‌چه ایمانت بود پای فشردی. من نیز به دلگرمی آن ایمان و هر آن‌چه عشق تو تصور می‌کردم چشم به راهت ماندم، تو رفتی و آن‌چه از تو باز ماند لحظاتی بود که من چشم به آسمان داشتم.
شهر آشوب
شهر آشوب بدون تردید شهرآشوب یکی از اثرگذارترین و ماندنی‌ترین رمان‌هایی است که خواهید خواند. کتاب به زیبایی هر چه تمام داستان زندگی یکی از بارزترین هنرمندان و شاعران این دیار را رمان‌وار، به تصویر می‌کشد و مخاطب خود را وادار می‌‌سازد که تفکر کند: به فروغ و احوالش بیاندیشد... به شرایطی که در آن بود و به دیگرانی که با او ...
مشاهده تمام رمان های مریم جعفری
مجموعه‌ها