مجموعه داستان خارجی

گل‌های داوودی

جان اشتاین‌بک یکی از شناخته شده‌ترین و پر خواننده‌ترین نویسندگان قرن بیستم آمریکا به شمار می‌آید... مشهورترین آثار او موش‌ها و آدم‌ها و کتاب برنده جایزه پولیتزر، خوشه‌های خشم هستند که هر دو نمونه‌هایی از زندگی طبقه کارگر آمریکا و کارگران مهاجر در دوره رکود بزرگ اقتصادی دهه 30 هستند. تبار ایرلندی داشت و در دانشگاه استنفورد در رشته زیست‌شناسی به ادامه تحصیل پرداخت و مدتی بعد ترک تحصیل کرد و برای امرار معاش به کارهای کوچک مشغول شد. مدتی نیز خبرنگار مطبوعات بود، اما در آن توفیقی به دست نیاورد. جام زرین، چمنزارهای بهشت. تورنیلا فلت، در نبردی مشکوک، موش‌ها و آدم‌ها و خوشه‌های خشم او را در صف اول رمان‌نویسان معاصر آمریکا قرار داد. اشتاین‌بک در 1962 به دریافت جایزه نوبل ادبیات نایل آمد. بیشتر آثار اشتاین‌بک به فارسی ترجمه شده.

9789648944945
۱۳۹۰
۸۴ صفحه
۶۰۷۳ مشاهده
۰ نقل قول
جان اشتاین‌بک
صفحه نویسنده جان اشتاین‌بک
۲۰ رمان John Steinbeck III was an American writer. He wrote the Pulitzer Prize-winning novel The Grapes of Wrath, published in 1939 and the novella Of Mice and Men, published in 1937. In all, he wrote twenty-five books, including sixteen novels, six non-fiction books and several collections of short stories.

In 1962 Steinbeck received the Nobel Prize for Literature.

Steinbeck grew up in the Salinas Valley region of California, a culturally diverse place of rich migratory and immigrant history. ...
دیگر رمان‌های جان اشتاین‌بک
شرق بهشت
شرق بهشت تنفر به تنهایی نمی‌تواند ادامه یابد، انگیزه و محرک آن باید عشق باشد. جو ناچار به خود عشق می‌ورزید. به خود دلداری می‌داد. به خود تملق می‌گفت و به تدریج نیز مصون ماند. اگر برای جو اتفاقی می‌افتاد برای این بود که دنیا علیه او نقشه‌های خصمانه می‌کشید و اگر جو به دنیا حمله می‌کرد از روی انتقام‌گیری بود. لیاقت ...
به خدای ناشناس
به خدای ناشناس در رمان حاضر که آمیخته‌ای از فلسفه وجودی انسان و نیاز انسان به دوست داشتن و مورد دوست داشتن واقع شدن می‌باشد می‌بینیم، که جوزف قهرمان داستان مردی ثابت‌قدم و سیاه‌دل است که با یک نوع عرفان مادی نقاشی شده است. او اشتیاقی سوزان دارد زمینی را که مال خودش باشد به دست بیاورد و پس از مدتی به این ...
جنایت
جنایت هری آهسته بالای سرش رفت و برش داشت. با خود گفت:«قصد نداشتم بکشمش. فقط می‌خواستم فراری‌اش بدم.» به پرنده سفید توی دستش نگاه کرد. درست توی سرش، درست زیر چشمش، گلوله کوچک فرو رفته بود . هری به بیشه گل‌های آویز رفت و بلدرچین را توی خشکزار پرت کرد. لحظه بعد، تفنگ را زمین گذاشت و خش‌خش کنان از روی ...
روزگاری جنگی در گرفت
روزگاری جنگی در گرفت
مشاهده تمام رمان های جان اشتاین‌بک
مجموعه‌ها