۶۳ رمان
او در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانه دار و پدرش مهندس بود.او وقتی نوجوان بود، می خواست یک نویسنده شود. پس از گفتن این موضوع به مادرش ، مادرش پاسخ داد "عزیز من، پدرتو یک مهندس است. او یک منطق گراست، انسانی منطقی با چشم اندازی بسیار مشخص از جهان. آیا تو واقعا می دانی اینکه تو یک نویسنده بشوی چه معنایی دارد ؟" پس از تحقیق، کوئلیو به این ...
ماتاهاری
کمی قبل از ساعت پنج صبح، گروهی هجده نفره که اکثرا آنها افسران ارتش فرانسه بودند، از پلههای ساختمان سنت لازار، زندان زنان پاریس بالا رفتند. زندانبان با در دست داشتن شمعی برای روشن کردن مشعلها، بقیه را هدایت میکرد. گروه روبروی سلول شماره 12 ایستادند. مسئولیت مراقبت از زندان را راهبهها به عهده داشتند...
جاسوس
وقتی ماتاهاری به پاریس رسید، کاملا درمانده و بیپول بود اما دیری نگذشت که به شهرت رسید. رقص اغواگرانه او هر بینندهای را مسحور میکرد و دیری نپایید که مورد توجه بانفوذترین و ثروتمندترین مردان شهر قرار گرفت. در همین اثنا اروپا وارد جنگ شد و ماتاهاری، رقاصهای که حالا دیگر معروف بود، سوار بر موج حوادث، با مردان سیاسی ...
جاسوس
جاسوس نام رمانی نوشته پائولو کوئیلو است که از سوی جهان کتاب منتشر کرده است.
ماه اکتبر سال 2017 که فرا برسد، یک سده از مرگ پرسشبرانگیز ماتا هاری، سپری شده است. سرگذشت پرفراز و نشیب این زن که به اتهام جاسوسی علیه فرانسه در برابر جوخه اعدام ایستاد، چه در چند پاراگراف صفحهای از ویکیپدیا و چه در زندگینامهای ...
مثل 1 ببر زندگی کن
صحنههایی را که امروز دیدهای هیچوقت فراموش نکن...
افرادی که کارهای مفید انجام میدهند از سرزنش و رفتارهای ناشایست دیگران هراسی ندارند.
ولی کسانی که کار مفیدی انجام نمیدهند، تصور میکنند که افراد مهمی هستند و همواره بیلیاقتی خودشان را پشت هیاهو و زورگوییشان پنهان میکنند.
والکریها
پائولو تازه کتاب کیمیاگر را نوشته و به استاد جادوگریاش، جی، نشان داده است. جی از خواندن کیمیاگر خوشحال میشود، اما معتقد است که پائولو باید قبل از هر چیز ماجراهایی را از گذشتهاش فراموش کند و به همین دلیل به او توصیه میکند " فرشتهاش را ببیند."
اما پائولو نمیداند چگونه این کار را بکند. به همین دلیل همراه با ...