رمان خارجی

مبارزان راه روشنایی

(Manuel du guerrier de la lumiere)

میترا
9789645998408
۱۳۸۷
۱۶۰ صفحه
۱۶۵۲ مشاهده
۰ نقل قول
پائولو کوئیلو
صفحه نویسنده پائولو کوئیلو
۶۳ رمان او در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانه دار و پدرش مهندس بود.او وقتی نوجوان بود، می خواست یک نویسنده شود. پس از گفتن این موضوع به مادرش ، مادرش پاسخ داد "عزیز من، پدرتو یک مهندس است. او یک منطق گراست، انسانی منطقی با چشم اندازی بسیار مشخص از جهان. آیا تو واقعا می دانی اینکه تو یک نویسنده بشوی چه معنایی دارد ؟" پس از تحقیق، کوئلیو به این ...
دیگر رمان‌های پائولو کوئیلو
هیپی
هیپی اینک در سپتامبر 1970 زنان در دنیا حکومت می‌کردند، یا دقیق‌تر بگوییم، زنان هیپی بر دنیا حکمرانی می‌کردند. هرجا می‌رفتند، مردها می‌دانستند آن‌ها دیگر کسانی نیستند که آخرین مد روز بتواند اغوایشان کند و اکنون از موضوعات بسیار بیش‌تری نسبت به مردها آگاهند. و بنابراین مردها تصمیم گرفتند یک‌بار برای همیشه بپذیرند که به این زن‌ها نیاز دارند؛ زن‌ها همیشه ...
ساحره پورتوبلو
ساحره پورتوبلو زندگی او در جدالی میان رویاهایش و واقعیت بود. سرنوشتش را تحقق بخشید، اما دنیا هنوز آماده پذیرفتن او نبود. عذرا؟ قدیسه؟ شهید؟ دیوانه؟ آتنا کیست؟ آتنا شخصیت اصلی داستان ساحره پورتوبلو است. یتیمی که مادر کولی‌اش او را در ترانسیلوانی سر راه گذاشت. کودکی که زن و شوهر لبنانی به فرزندی پذیرفتند و به بیروت بردند. کارمند بانک بزرگی در ...
عطیه برتر
عطیه برتر عشق زندگی است. عشق هرگز خطا نمی‌کند، و زندگی، تا زمانی که عشق هست به خطا نمی‌رود. دربنیان تمامی مخلوقات، عشق همچون عطیه برتر حاضر است. زیرا هنگامی که هر چیز دیگری به پایان می‌رسد، عشق می‌ماند.
سفر به دشت ستارگان
سفر به دشت ستارگان سن‌ژاک‌دوکومپوستل دیری است که از قرون وسطا زائران راه عرفان و حقایق درونی را به خود جذب کرده است. پائولو کوئیلو در سال 1986 به زیارت این دیر می‌رود. در این سفر او به راستی تغییر می‌کند. مکاشفه در آن سفر وی را به این اعتقاد می‌رساند که کشف رمز و رازهای زندگی در مسیر انسان‌های عادی نیز هست. و ...
ماتاهاری
ماتاهاری کمی قبل از ساعت پنج صبح، گروهی هجده نفره که اکثرا آن‌ها افسران ارتش فرانسه بودند، از پله‌های ساختمان سنت لازار، زندان زنان پاریس بالا رفتند. زندانبان با در دست داشتن شمعی برای روشن کردن مشعل‌ها، بقیه را هدایت می‌کرد. گروه رو‌بروی سلول شماره 12 ایستادند. مسئولیت مراقبت از زندان را راهبه‌ها به عهده داشتند...
مشاهده تمام رمان های پائولو کوئیلو
مجموعه‌ها