بیوگرافی

یادداشت‌های روزانه 1 عصیانگر (2015 تا 2018)

تاکنون ده‌ها ترجمه از آثار پائولو کوئیلو منتشر شده است و میلیون‌ها نفر خواننده دارد. نویسنده‌ای که داستان‌هایی از سراسر دنیا را با زبانی ساده و دل‌نشین بازگو می‌کند؛ داستان‌هایی که ما نیز با بسیاری از آن‌ها آشنا هستیم و احتمالا بارها شنیده‌ایم، اما بازخوانی آن‌ها در فرهنگ‌های مختلف و با روش نگارش کوئیلو زیبا و دل‌پذیر است. آن‌چه او می‌نویسد حقایقی است که در سراسر دنیا وجود دارند؛ قضاوت‌های نادرست، تعصب، پیش‌داوری‌ها، حسادت، تکبر، تنهایی و هم‌چنین امید و عشق به هستی و هم‌نوع که از ابتدای عالم و در همه جوامع انسانی وجود داشته و دست‌کم تا امروز فقط شیوه آن تغییر کرده. یادداشت‌های پراکنده کوئیلو از سال 2015 تا 2017 مجموعه‌ای از دل‌نوشته‌های او است که از هر موضوعی می‌گوید و چون از دل برمی‌آید، بی‌گمان بر دل می‌نشیند.

شما
9786226517164
۱۴۰ صفحه
۳۲ مشاهده
۰ نقل قول
پائولو کوئیلو
صفحه نویسنده پائولو کوئیلو
۶۳ رمان او در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانه دار و پدرش مهندس بود.او وقتی نوجوان بود، می خواست یک نویسنده شود. پس از گفتن این موضوع به مادرش ، مادرش پاسخ داد "عزیز من، پدرتو یک مهندس است. او یک منطق گراست، انسانی منطقی با چشم اندازی بسیار مشخص از جهان. آیا تو واقعا می دانی اینکه تو یک نویسنده بشوی چه معنایی دارد ؟" پس از تحقیق، کوئلیو به این ...
دیگر رمان‌های پائولو کوئیلو
خاطرات 1 مغ
خاطرات 1 مغ به سفر می‌رویم و در جاده‌ای قدم می‌نهیم که پیشتر زائران بسیاری آن را درنوردیده‌اند و سفری است مقدس برای هر زائری و پائولوکوئیلو جاده یعقوبی را در پی یافتن شمشیرش می‌پیماید و در کنار راهنمایی که می‌کوشد او را هدایت کند درس‌هایی از زندگی می‌گیرد که به تنهایی قادر به درکشان نیست، و به راستی که زندگی سراسر تجربه ...
زندگی
زندگی این مجموعه گزیده‌ای از کتابهای پائولوکوئیلو می‌باشد که در موضوعاتی مانند رویا، مسیر، عشق، سرنوشت و ... جمع آوری شده است. هر چه به رویات نزدیک‌تر می‌شوی، افسانه شخصی‌ات، دلیل راستین زنده ماندنت می‌گردد.
کنار رودخانه پیدرا نشته‌ام و گریه کردم
کنار رودخانه پیدرا نشته‌ام و گریه کردم
نسخه ویژه بیستمین سالگرد انتشار کیمیاگر
نسخه ویژه بیستمین سالگرد انتشار کیمیاگر
جاسوس
جاسوس در زمان کودکی، پدر و مادرم مجبورم کردند تا پیانو یاد بگیرم، کاری که از آن متنفر بودم. زمانی که از خانواده جدا شدم؛ همه آن‌چه را که آموخته بودم، فراموش کردم به جز یکی: اگر سازت کوک نباشد، نواختن اکثر ملودی‌های زیبای جهان به آهنگی گوش‌خراش تبدیل می‌شوند. زمانی که در وین بودم و خدمت نظام‌وظیفه را انجام می‌دادم، ...
مشاهده تمام رمان های پائولو کوئیلو
مجموعه‌ها