رمان خارجی

توفان برگ

(Leaf storm)

در طی نخستین سال‌های قرن بیستم در یکی از شهرهای کوچک امریکای جنوبی، دکتری بازنشسته که رفتاری عجیب و غریب و نامتعارف دارد با صراحت و قاطعیت از مداوای قربانیان یک شورش سر باز می‌زند. سال‌های بعد دکتر خودش را دار می‌زند. اما برای مردم انتقام‌جوی این شهر مسئله این است که آیا اجازه دهند که بر پایة رسم و آیین او را به خاک بسپارند یا بگذارند در همان خانه‌ای که این اواخر خود را در آن‌جا منزوی کرده بود بپوسد. این مسئله از بسیاری جهات محور بسیاری از خاطره‌ها و بازآفرینی آن‌ها می‌شد، که پاره‌هایی از رفتار عجیب و غریب دکتر را در خود نهفته دارد. پیرمردی نظامی که اصولا حامی و میزبان دکتر بوده، با خشم مردم این شهر کوچک به چالش برمی‌خیزد و اعضای خانوادة خود را ناگزیر می‌کند که مراسم خاکسپاری را انجام دهند. همان‌گونه که در جریان کار معلوم می‌شود جز تنی چند از مقامات دولتی کسی از این خشم و خروش چیزی به خاطر نمی‌آورد و مراسم خاکسپاری بی هیچ حادثه‌ای انجام می‌پذیرد.

چشمه
9789643621667
۱۳۸۹
۲۰۰ صفحه
۱۲۶۸ مشاهده
۰ نقل قول
گابریل گارسیا مارکز
صفحه نویسنده گابریل گارسیا مارکز
۸۰ رمان گابریل خوزه گارسیا مارکِز رمان‌نویس، روزنامه‌نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی است. او بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو (برای تحبیب) مشهور است و پس از درگیری با رییس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در مکزیک زندگی می‌کند. او در سال ۱۹۴۱ اولین نوشته‌هایش را در روزنامه‌ای به نام Juventude که مخصوص شاگردان دبیرستانی بود منتشر کرد و در سال ۱۹۴۷ به تحصیل رشتهٔ حقوق در دانشگاه بوگوتا پرداخت و همزمان با روزنامه آزادیخواه ال‌اسپکتادور ...
دیگر رمان‌های گابریل گارسیا مارکز
پاییز پدرسالار (پیشوا)
پاییز پدرسالار (پیشوا) از لحاط ادبی مهم‌ترین کتاب من پاییز پدرسالار است. این اثر که همیشه دوست داشتم بنویسمش، مرا از گمنامی نجات داد. برای خلق این اثر بیش از 17 سال کار کردم.
ساعت شوم
ساعت شوم پلیسی که پشت در را گرفته بود، در را باز کرد. تفنگش را قراول رفت و سوت کشید. 2 پلیس به طرف مهتابی دویدند و چندین تیر هوایی شلیک کردند. مردم دو طرف خیابان پراکنده شدند. در این وقت زنی شیون‌کنان از گوشه‌ای پیدا شد. شهردار مادر پپه آمادور را شناخت. با یک جست وارد قرارگاه شد. و از روی ...
نوشته‌های کرانه‌ای
نوشته‌های کرانه‌ای گابریل گارسیا مارکز این مقالات و داستان‌ها را در سال‌های جوانی نوشته و چون آن‌‌ها را در شهرهای مختلف ساحلی کلمبیا نوشته، اسمش را نوشته‌های کرانه‌ای گذاشته است. از همان زمان سوررئالیسم شدیدی در داستان‌های او مشاهده می‌شود، آن‌چنان که در بعضی نوشته‌ها، مانند ‹‹خل‌بازی‌ها›› خواننده ممکن است تصور کند شاید نویسنده اشتباه نوشته یا مترجم اشتباه ترجمه کرده است، ...
روزی همچون روزهای دیگر
روزی همچون روزهای دیگر زن پاسخی نداد و چشمانش به سوی دستمالی قرمز رنگ- که در دست شوهرش بود- خیره ماند؛ لب‌هایش را به هم فشار داد و لرزشی ناخودآگاه و غیر ارادی، بر وجودش چیره شد. داماسو با خشونتی توام با بی‌‌زبانی، دست‌هایش را به گردن او انداخت. زن متوجه شد که بویی مشمئز کننده از دهان او می‌آید.
شخصیت‌های گمشده
شخصیت‌های گمشده
مشاهده تمام رمان های گابریل گارسیا مارکز
مجموعه‌ها