رمان نوجوان

زیرزمین اژدها

(Les 500 millions de la begum)

به طرف اسطبل رفتند. اسب‌ها در آن‌جا تنها بودند و مثل این بود که نفس‌نفس می‌زدند و شیهه‌های بلند می‌کشیدند. به یکی از میله‌های ساک همیشگی کارل آویخته بود و کتاب حساب او هم در کناری افتاده بود، مارسل متوجه شد که چراغ دستی او هم در سر جایش نیست و این خود دلیل تازه‌ای بود که کارل به درون راهروی معدن رفته است...

دادجو
9789641151654
۱۳۹۰
۱۶۰ صفحه
۱۷۹۴ مشاهده
۰ نقل قول
ژول ورن ۴۶ رمان ژول گابریل ورن نویسنده و آینده‌نگر فرانسوی بود که کتابهای زیادی با مضمون علمی-تخیلی نوشت. او هنگامی از سفر به هوا و فضا و زیر دریا در داستان‌های خود سخن گفت که هنوز بشر نتوانسته بود وسایل و امکانات چنین سفرهایی را فراهم کند. آثار او از نظر ترجمه به زبان‌های دیگر بعد از آثار آگاتا کریستی در رده دوم جهانی هستند. سال ۲۰۰۵ به مناسبت صدمین سال مرگ او «سال ژول ورن» نامیده شد. تاکنون چندین انیمیشن و فیلم از ...
دیگر رمان‌های ژول ورن
جزیره در آتش
جزیره در آتش پس از دستگیری هانری دالبر و بستن دست او، استارکوف یا همان اسکارتیف، دزد دریایی معروف، به نزدیک او رفت و گفت: بگذار یک راز را به اطلاعت برسانم. هانری ساکت ماند و استارکوف ادامه داد: وقتی برده‌ها، سوار کشتی می‌شدند، من از طریق اسکویلو دستور دادم عده‌یی از راهزنان هم همراه آنان سوار کشتی شوند. چون تازه آنجا بود که ...
میشل استروگف (ادبیات کلاسیک جهان)
میشل استروگف (ادبیات کلاسیک جهان) نیمه شب پانزدهم ژانویه بود و صدای شادمانه میهمانان شرکت‌کننده در جشن، تالارهای پذیرایی قصر را پر کرده بود. زن‌ها با لباس‌های گلدوزی شده و با شکوه و مرد‌ها با لباس‌های رسمی و مدال‌های متعدد بر سینه، جلوه‌گری می‌کردند. آئینه‌های تالارهای مرمر کاخ با نور چهل چراغ‌ها درخشش با شکوهی پیدا کرده بودند.
سفر به مرکز زمین
سفر به مرکز زمین ژول ورن در سومین اثر بزرگ علمی تخیلی خود به شرح چگونگی کشف و شناسایی تونلی مخفی می‌پردازد که از طریق آتشفشان به مرکز زمین راه می‌یابد. راهنمای این سفر اکتشافی تخیلی یک دانشمند مضحک و غریب است که همراه فرزندخوانده‌اش و یک بلد راه ایسلندی عازم سفر می‌شود.
5 هفته در بالن
5 هفته در بالن روز یکشنبه و ساعت شش صبح با طلوع خورشید، ابرها پراکنده شدند و با نمایان شدن افق، نسیم ملایم و روح‌بخشی همراه با پرتو زیبای خورشید بر آسمان نشست. زمین زیبای آفریقا که اکنون با باران شب خیس و تازه شده بود زیر پای مسافران پدیدار شد. به نظر می‌رسید که بالون در میان ابرها و جریان‌های مخالف فقط دور ...
دور ماه
دور ماه میشل آرادان گفت: ((مریزاد ناخدا! چنین فکری شایسته مغز من است نه مغز تو! چنین فرضی جدی نمی‌تواند باشد. مگر ما بر اثر تکان شدید گلوله نیمه جان نیفتاده بودیم؟ مگر تو بیهوش نشده بودی و من تو را به هوش نیاوردم؟‌ آیا شانه رئیس باشگاه توپ هنوز از ضربه کلمبیاد خونین نیست؟))
مشاهده تمام رمان های ژول ورن
مجموعه‌ها