رمان خارجی

سلاخ خانه شماره 5

(Slaughterhouse-five or the children's crusade a duty-dance with death.)

کورت ونه‌گات در 11 نوامبر 1922 در شهر ایندیاناپولیس در دوران بحری اقتصادی به دنیا آمده است، اما در آثار خود از کودکی شاد و پر نشاطش سخن می‌گوید!... در ماه دسامبر 1944 در جبهه جنگ اسیر نازی‌ها شد و در انباری زیرزمینی که محل نگهداری لاشه‌های گوشت بود، زندانی شد. در همان هنگام متفقین شهر درسدن را بمباران کردند که 134.000 کشته به جا گذاشت. جان مایه‌ی اصلی آثار ونه‌گات، حمایت از ارزش‌های سنتی طبقه متوسط است. به کارگیری شگردهای ذهنی و فانتزی و نوستالژیک و طنز اجتماعی نیز در واقع برای حقانیت بخشیدن به همین امر است. در سال 1969 بر اساس خاطرات و مشاهداتش در درسدن کتاب «سلاخ‌خانه شماره 5» را نوشت که هیاهوی بسیار برانگیخت و منتقدان درباره آن اظهارنظرهای گوناگونی کردند. به رغم نظرات موافق و مخالف، کتاب به سرعت فروش رفت و فیلم موفقی هم بر اساس آن ساخته شد که نام ونه‌گات را بیش از پیش سر زبان‌ها انداخت... ونه‌گات در این کتاب، ماجرا را از زاویه دید چندگانه روایت می‌کند که تنها بر تجارب شخصی او در درسدن متکی نیست. او معانی سمبلیک در درسدن را به تمامی بشریت تعمیم می‌دهد.

9789646751491
۱۳۹۰
۲۶۴ صفحه
۲۰۰۷ مشاهده
۱۲ نقل قول
کورت ونه‌گات
صفحه نویسنده کورت ونه‌گات
۱۶ رمان کورت وانِگات جونیور،‏ نویسندهٔ آمریکایی بود. آثار او غالباً ترکیبی از طنزی سیاه و مایه‌های علمی‌تخیلی است که از میان آنها گهوارهٔ گربه (۱۹۶۳)، سلاخ‌خانهٔ شمارهٔ پنج (۱۹۶۹) و صبحانهٔ قهرمانان (۱۹۷۳) بیشتر مورد ستایش قرار گرفته‌اند. در سال ۱۹۹۹ آستروئید یا سیارک ۲۵۳۹۹ را به بزرگداشت او ونه گات نامیدند. کورت وانگات در شهر ایندیاناپولیس در ایالت ایندیانا به دنیا آمد. پس از آن که در رشتهٔ زیست‌شیمی از دانشگاه کورنل فارغ‌التحصیل شد، در ارتش نام‌نویسی کرد و برای نبرد ...
دیگر رمان‌های کورت ونه‌گات
خدا حفظ‌تان کند آقای رزواتر
خدا حفظ‌تان کند آقای رزواتر بی‌خیال همه آن نویسنده‌های با استعدادی که بلدند خیلی قشنگ، یک لحظه خیلی قشنگ از زندگی خیلی کوتاه یک آدم را توصیف کنند؛ وقتی که این همه کهکشان وجود دارد که از ازل توی این دنیا بوده‌اند و میلیون‌ها میلیون موجود توی آنها هست و میلیون‌ها میلیون موجود قرار است که توی آنها به دنیا بیایند و از دنیا برود. ...
محبوس
محبوس من پیرترین و ناشناخته‌ترین برنامه‌ریز واتر گیت بودم، گمانم چیزی که باعث شد این‌قدر غیرجذاب به نظر برسم این بود که قدرت و ثروت بسیار کمی برای از دست دادن داشتم. برنامه‌ریزان،‌ گردن‌کلفت‌های مملکتی بودند. وقتی دستگیر شدم، مثل کسی بودم که روی یک سه‌پایه کوچک لب یک چشمه نشسته است. تنها کاری که می‌توانستند با من بکنند این بود ...
پیانوی خودنواز
پیانوی خودنواز ... پیرمرد که مبهوت افت و خیزهای آرام و منظم کلیدهای پیانوی خودنواز شده بود، گفت: «می‌بینی دکتر چه‌طور بالا و پایین می‌رن! انگار یه عاشق داره آهنگ می‌نوازه.» موزیک که به اندازه پنج سنت، خوشی نواخته بود، یک‌دفعه قطع شد. اما پیرمرد هنوز داشت فریاد می‌زد: «مو به تن آدم سیخ می‌شه دکتر. انگار یه روح پشت کلیدا نشسته ...
صبحانه قهرمانان
صبحانه قهرمانان نام داستان تراوت که در مجله بند جوراب سیاه چاپ شده بود (لوده رقاص) بود و مثل خیلی از داستان‌های دیگرش درباره شکستی حزن انگیز در برقراری ارتباط بود.توالی رویدادهای داستان این‌گونه بود، موجودی فضایی به نام زاگ سوار بر بشقاب پرنده به زمین آمد تا راز درمان سرطان و چگونگی پرهیز از جنگ را برای انسان فاش کند. زاگ ...
خدا حفظ‌تان کند دکتر که‌وارکیان
خدا حفظ‌تان کند دکتر که‌وارکیان خدا حفظ‌تان کند دکتر که‌وارکیان، احتمالا عجیب و غریب‌ترین مجموعه یادداشت‌هایی است که تاکنون خوانده‌اید. کورت ونه‌کات جونیور، این بار در نقش خبرنگار ایستگاه رادیویی WNYC، خودش را به مهم‌ترین زندان تگزاس می‌برد و تا به لطف دوست واقعا صمیمی‌اش، دکتر که‌وارکیان، در سالن مجهز مرگ این زندان نیمه‌جان شود، از تونل آبی بگذرد و در آن دنیا با شخصیت‌هایی ...
مشاهده تمام رمان های کورت ونه‌گات
مجموعه‌ها