رمان خارجی

خانه وارونه

(Crooked house)

خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازه‌ترین نویسنده داستان‌های پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستان‌های او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذله‌گوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.

هرمس
9789643635237
۱۳۸۷
۲۷۰ صفحه
۱۶۵۱ مشاهده
۰ نقل قول
آگاتا کریستی
صفحه نویسنده آگاتا کریستی
۱۱۳ رمان بانو آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار ماری وستماکوت (به انگلیسی: Mary Westmacott) داستان‌های عاشقانه و رومانتیک نیز نوشته‌است، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و ...
دیگر رمان‌های آگاتا کریستی
الهه انتقام
الهه انتقام خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازه‌ترین نویسنده داستان‌های پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستان‌های او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذله‌گوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.
ماجراهای تامی و توپنس
ماجراهای تامی و توپنس ... اما وقتی در حال عبور از زمین شماره هفتم بودند به نظر می‌رسد مرد یکدفعه دیوانه می‌شود و اسلحه شش لولی از جیبش درمی‌آورد، آن را در هوا می‌چرخاند و می‌گوید:«دیگر جانم به لبم رسیده و هر چیزی بالاخره روزی به پایان می‌رسد! من داغان هستم و می‌خواهم خودکشی کنم. تو هم باید با من بمیری. او بارانی دوریس ...
ماجرای اسرار آمیز در استایلز
ماجرای اسرار آمیز در استایلز علاقه شدید مردم به موضوعی که زمانی «پرونده استایلز» نامیده می‌شد اکنون تا حدی فرو نشسته است. اما از آنجا که این موضوع زمانی زبانزد خاص و عام بود، دوست من پوآرو و خانواده‌ای که خودشان درگیر این ماجرا بودند از من خواستند که گزارش کاملی از این پرونده تهیه کنم. ما اطمینان داریم که انتشار این گزارش شایعات ناراحت ...
و آنگاه دیگر هیچ
و آنگاه دیگر هیچ ده پسربچه سیاهپوست برای خوردن شام رفتند. یکی از آنها خود را خفه کرد. نه تای دیگر باقی ماندند آنها تا دیروقت بیدار نشستند تنها یک نفر آنها بیشتر از بقیه خوابید. هشت تا باقی ماند. هشت پسربچه سیاهپوست در دون سفر کردند و یکی از آنها تصمیم گرفت همان جا بماند. شدند هفت تا. هفت پسربچه سیاهپوست چوب می‌شکستند ...
در هتل برترام
در هتل برترام نه تعجب نکردم. اصلا تعجب نداشت. تو این هتل اتفاقات عجیبی می‌افتاد که با هم جور در نمی‌آمد. همه چیز خوب و عالی بود. خوب و عالی که نمی توانست حقیقت داشته باشد. امیدوارم منظورم را بفهمید. به قول اهالی تئاتر، نمایش خیلی خوبی بود. ولی نمایش بود. واقعیت نداشت.
مشاهده تمام رمان های آگاتا کریستی
مجموعه‌ها