روز به پایان رسید. شبی مهتابی بود. سکوت رصد کردن را آسان میکرد. باز هم علامت و اثری از روشنایی چراغ در تپه ولکریا دیده نشد. سرهنگ اورست و ماتیواتروکس تا صبح چشم از دوربین برنداشتند.
۴۶ رمان
ژول گابریل ورن نویسنده و آیندهنگر فرانسوی بود که کتابهای زیادی با مضمون علمی-تخیلی نوشت.
او هنگامی از سفر به هوا و فضا و زیر دریا در داستانهای خود سخن گفت که هنوز بشر نتوانسته بود وسایل و امکانات چنین سفرهایی را فراهم کند. آثار او از نظر ترجمه به زبانهای دیگر بعد از آثار آگاتا کریستی در رده دوم جهانی هستند. سال ۲۰۰۵ به مناسبت صدمین سال مرگ او «سال ژول ورن» نامیده شد. تاکنون چندین انیمیشن و فیلم از ...
20 هزار فرسنگ زیر دریا
ژولورن نویسندهی فرانسوی قرن نوزدهم که صاحبنظران به او گشایندهی افقها لقب دادهاند، آثار بی شماری دارد که تقریبا به تمام زبانهای دنیا ترجمه شده است. او در فرانسه و سایر نقاط جهان و همچنین در ایران نیز از شهرت بسزایی برخوردار است.
داستانهای این فرهیختهی محبوب، خوانندهی مشتاق را بدون نیاز به گذرنامه و رویداد به قارههای دور و نزدیک، ...
20000 فرسنگ زیر دریا
سال 1866 میلادی به دلیل وقوع رویدادی عجیب، برای همیشه در یادها باقی خواهد ماند. دریانوردان سرتاسر جهان، ماههای متوالی درباره مشاهده شناور عجیبی خبرهایی را گزارش میکردند. هر کدام از آنها چیزی میدیدند که سریعتر و بزرگتر از هر نوع جانور شناختهشده دریایی بود. بعضی وقتها حتی به نظر میرسید که این موجود عجیب از خود نور منتشر میکند! ...
20000 فرسنگ زیر دریا
نام ژول ورن ( 1905- 1828) برای همیشه به عنوان پدر داستانهای تخیلی- علمی تثبیت شده است و برخی از پیشرفتهای علمی و فنی که وی در داستانهایش با تخیل نیرومند خویش پیشبینی کرده بود امروز به تحقق پیوستهاند.
دهها سال است که جوانان و نوجوانان نسلهای پی در پی با داستانهایی چون بیست هزار فرسنگ زیر دریا، دور دنیا در ...
20 هزار فرسنگ زیر...
داستان بیست هزار فرسنگ زیر دریاها یکی از آثار مشهور ژولورن، نویسنده فرانسوی، است که مبتکر داستانهای عملی - تخیلی و پیشگو و الهامبخش بسیاری از اختراعات و اکتشافات شگفانگیز قرن بیستم است.
قهرمان این داستان، زیر دریاییای اختراع کرده است که با نیرویی شگرف و مرموز در ژرفای اقیانوسها حرکت میکند و استحکام و نیرومندی آنچنان است که میتواند به ...
میشل استروگف
«اعلیحضرت، یک تلگراف جدید رسیده.»
«از کجا؟»
«از تومسک.»
«از تومسک به بعد خط تلگراف قطع شده؟»
«بله، از دیروز قطع شده.»
«ژنرال، هر یک ساعت، به تومسک تلگراف بفرستید، و مرا در جریان قرار دهید.»
ژنرال کیسف جواب داد: «چشم، اعلیحضرت.»
این گفتگو در ساعت دو صبح رخ داد، درست در لحظهای که جشنی که در کاخ نو در ...