روز به پایان رسید. شبی مهتابی بود. سکوت رصد کردن را آسان میکرد. باز هم علامت و اثری از روشنایی چراغ در تپه ولکریا دیده نشد. سرهنگ اورست و ماتیواتروکس تا صبح چشم از دوربین برنداشتند.
۴۶ رمان
ژول گابریل ورن نویسنده و آیندهنگر فرانسوی بود که کتابهای زیادی با مضمون علمی-تخیلی نوشت.
او هنگامی از سفر به هوا و فضا و زیر دریا در داستانهای خود سخن گفت که هنوز بشر نتوانسته بود وسایل و امکانات چنین سفرهایی را فراهم کند. آثار او از نظر ترجمه به زبانهای دیگر بعد از آثار آگاتا کریستی در رده دوم جهانی هستند. سال ۲۰۰۵ به مناسبت صدمین سال مرگ او «سال ژول ورن» نامیده شد. تاکنون چندین انیمیشن و فیلم از ...
میشل استروگف
«اعلیحضرت، یک تلگراف جدید رسیده.»
«از کجا؟»
«از تومسک.»
«از تومسک به بعد خط تلگراف قطع شده؟»
«بله، از دیروز قطع شده.»
«ژنرال، هر یک ساعت، به تومسک تلگراف بفرستید، و مرا در جریان قرار دهید.»
ژنرال کیسف جواب داد: «چشم، اعلیحضرت.»
این گفتگو در ساعت دو صبح رخ داد، درست در لحظهای که جشنی که در کاخ نو در ...
دور ماه
ژول ورن، نویسنده فرانسوی که رمانهای ماجراجویانهاش نام او را سر زبانها انداخت، در سال 1863 پنج هفته در بالن را تحویل ناشر داد. این رمان با چنان موفقیتی روبهرو شد که نویسنده و ناشر تصمیم گرفتند به اتفاق هم مجموعهای با عنوان «سفرهای شگفتانگیر» و با صحافی متفاوت منتشر کنند، کتابهایی نفیس، در قطع رقعی، با گراورهایی سیاه و ...
سفر به مرکز زمین
ژول ورن در سومین اثر بزرگ علمی تخیلی خود به شرح چگونگی کشف و شناسایی تونلی مخفی میپردازد که از طریق آتشفشان به مرکز زمین راه مییابد. راهنمای این سفر اکتشافی تخیلی یک دانشمند مضحک و غریب است که همراه فرزندخواندهاش و یک بلد راه ایسلندی عازم سفر میشود.
دور دنیا در 80 روز
در سال 1872، ساکن خانه پلاک 7 در خیابان سویل واقع در برلینگتون گاردنز، همان عمارتی که در سال 1814 آقای شرایدن آنجا از دنیا رفت کسی نبود جز جناب آقای فیلیس فاگ محترم؛ از شاخصترین و سرآمدترین اعضای باشگاه اصلاحطلبان لندن. هر چند به نظر او بیش از اندازه مراقب بود تا جلب توجه نکند و بقیه از ...
جزیره در آتش
پس از دستگیری هانری دالبر و بستن دست او، استارکوف یا همان اسکارتیف، دزد دریایی معروف، به نزدیک او رفت و گفت: بگذار یک راز را به اطلاعت برسانم. هانری ساکت ماند و استارکوف ادامه داد:
وقتی بردهها، سوار کشتی میشدند، من از طریق اسکویلو دستور دادم عدهیی از راهزنان هم همراه آنان سوار کشتی شوند. چون تازه آنجا بود که ...