رمان خارجی

استانبول خاطرات و شهر

(Istanbul hatiralar ve sehir)

پاموک با طراحی درخشان موضوعات این کتاب... خلاقیت هنری غنی خود را نشان داده است؛ این مرثیه خاموش، عبرت‌آموز و مسحورکننده، خطاب به کودکی رستگار شده، و خطاب به استانبول، جهان را در برابر او به کرنش می‌آورد. این کتاب شاهکاری سه وجهی است، تشریح جسم و جان شهر؛ گزارشی پر صلابت از سیاست‌بازی‌های خانوادگی؛ جنگ و دیپلماسی؛ و کندوکاوی در پیشروی‌های کورمال کورمال نویسنده در جوانی در جهت علاقه و استعداد ذاتی‌اش.

نیلوفر
9789644484704
۱۳۹۱
۴۹۶ صفحه
۱۴۵۵ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های اورهان پاموک
کتاب سیاه
کتاب سیاه صبح همان روزی که قرار بود زنش او را ترک کند، در مسیر همیشگی محل کارش روی پله‌های شیب باب علی، تا روزنامه جلال این‌ها را زد زیر بغلش بکهو یاد بچگی‌هاش افتاد و آن روز گرم تابستانی که با مادر و رویا و مادر رویا روی قایق بودند و توی تنگه بغاز که آن روان‌نویسش که به رنگ یشم ...
زنی با موهای قرمز
زنی با موهای قرمز زنی با موهای قرمز رمان جدید اورهان پاموک، نویسنده نامدار ترک و برنده جایزه نوبل ادبیات است. جم پسری جوان و سودایی است که دست تقدیر او را به روستایی در اطراف استانبول می‌کشاند. او آن‌جا درگیر ماجرایی عاشقانه می‌شود که زندگی‌اش را برای همیشه تغییر می‌دهد. هم‌زمان داستان‌های جذاب دیگری هم روایت می‌شوند: بار دیگر، رستم و سهراب شاهنامه ...
جودت‌بیک و پسران
جودت‌بیک و پسران اورهان پاموک، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات، در جودک‌بیک و پسران توانایی‌اش در آفرینش رمان کلاسیک را به رخ می‌کشد. دغدغه‌های همیشگی نویسنده موضوع برخورد شرق و غرب، سنت و مدرنیته، دموکراسی و پدرسالاری در لابه‌لای سطور و صفحات این رمان نیز حس می‌شود. رمان که سرگذشت و ماجراهای سه نسل از خانواده‌ای اهل استانبول را روایت می‌کند، با تصویری که ...
اسرار کتاب سیاه (با نوشته‌ها گفته‌ها عکس‌ها و طرح‌هایی از ارهان پاموک)
اسرار کتاب سیاه (با نوشته‌ها گفته‌ها عکس‌ها و طرح‌هایی از ارهان پاموک) کتاب اسرار کتاب سیاه یک اثر جذاب است درباره نوشته شدن یکی از مهم‌ترین رمان‌های ارهان پاموک. رمان کتاب سیاه که عملا باعث شهرت و اعتبار بیش از پیش پاموک شد مملو از تکنیک‌ها، تجربه‌ها، تاریخ، سیاست و استفاده نویسنده‌اش است از آدم‌های واقعی اطرافش. و در این کتاب پاموک نشان می‌دهد که چطور این رمان بزرگ را نوشته است.
پدرم
پدرم آن شب دیر به خانه آمدم. گفتند پدرم مرده است. تصویری به جای مانده از دوران کودکی در برابر چشم‌هایم ظاهر شد، پدرم با شلوارک و پاهای لاغرش، و این به شکلی دردناک درونم را می‌خراشید. ساعت دوی بامدار به خانه‌اش رفتم تا برای آخرین بار ببینمش. گفتند:«توی اتاق است.» به اتاق رفتم. ساعت‌ها بعد، نزدیک صبح، در مسیر بازگشت، خیابان‌های ...
مشاهده تمام رمان های اورهان پاموک
مجموعه‌ها