مجموعه داستان داخلی

با دمپایی‌های لنگه به لنگه

در ساعت 5 عصر با آن شکل و شمایل اتو زده از جلو چشم‌های حیرت زده زنش می‌گذرد و به طرف پارکینگ به راه می‌افتد. بوی ادکلنش بعد از 1000سال خانه را پر کرده و زنش را به عطسه انداخته است. سر راه 1 دسته رز زرد می‌خرد. گلی که می‌داند مرجان چقدر دوست دارد...

پوینده
9789642950256
۱۳۹۱
۱۰۴ صفحه
۳۴۵ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های ناهید کبیری
کشتی ماه عسل
کشتی ماه عسل
تیراندازی در باک‌هد
تیراندازی در باک‌هد لهجه‌ات خیلی آمریکایی بود. اگر لیلا اسمت را نگفته بود، باور نمی‌کردم ایرانی باشی. تاکسیدو پوشیده بودی با پاپیون مشکی و پیراهن سفید. گفتی: ”متوجه اسمتان نشدم حنا یا هنا؟“ گفتم ”هیچکدام. اسم من هنار است.“ اسمم را دو بار تکرار کردی بعد پرسیدی ”این اسم از کجا می‌آید؟“ شانه‌هایم را بالا انداختم: ”حدس بزنید!“
جمعه‌های بارانی
جمعه‌های بارانی
پیراهن آبی
پیراهن آبی مامور دیگر که کنار من نشسته بود دو عدد عکس از داخل جورابش بیرون آورد گرفت جلوی صورتم و گفت: ‹‹مجبور بودی این کارها را بکنی؟‌ کدام کاباره می‌رقصیدی؟›› گفتم: ‹‹خواهش می‌کنم پاره‌شان کن! این عکس‌ها را در همین خانه خودم گرفته‌ام. پرده‌ها را ببین!›› گفت: ‹‹چند تا از این لباس‌ها داری؟›› گفتم: ‹‹سه تا، سبز و سفید و قرمز›› به سکه ...
مرا به بغداد نبرید (مجموعه قصه)
مرا به بغداد نبرید (مجموعه قصه)
مشاهده تمام رمان های ناهید کبیری
مجموعه‌ها