مجموعه داستان خارجی

بعضی از ما به دوستمان کلبی هشدار داده بودیم

(Some of us had been threatening our friend colby)

دونالد بارتلمی اهل بازی‌های شیطنت‌آمیز زبانی است، نویسنده تحفه‌هایی خوشمزه و کوتاه اما شدیدا با ارزش، متفکر و اهل تجربه. در این نه داستان کوتاه، چه موضوع پادشاهی پرمو و خرنما در میان باشد چه رفتاری خصوصی و تاثربرانگیز که تمام یک شهر را در بر می‌گیرد، نبوغ او فراواقعی و عاری از هر احساس است.

علی منصوری
9786006867076
۱۳۹۲
۹۶ صفحه
۱۲۲۵ مشاهده
۰ نقل قول
دونالد بارتلمی
صفحه نویسنده دونالد بارتلمی
۱۳ رمان دونالد بارتلمی نویسندهٔ پسانوگرای آمریکایی بود. او همچنین به عنوان خبرنگار روزنامه، سردبیر مجله، مدیر موزه و استاد دانشگاه کار کرد. او یکی از بنیان‌گذاران اصلی رشتهٔ نویسندگی خلاق دانشگاه هوستون بود. دونالد بارتلمی در سال ۱۹۳۱ در فیلادلفیا به دنیا آمد. دو سال بعد خانوادهٔ او به تگزاس نقل مکان کردند، در آنجا پدر بارتلمی استاد معماری در دانشگاه هوستون شد. در همین دانشگاه بارتلمی در رشتهٔ روزنامه نگاری تحصیل کرد. او در سال ۱۹۵۳ به جنگ کره اعزام ...
دیگر رمان‌های دونالد بارتلمی
زن تسخیر شده
زن تسخیر شده
سفید برفی
سفید برفی
پیشگفتاری بر هیچ
پیشگفتاری بر هیچ پرده‌ها زردرنگ نیست.حلقه پرده‌هم نیست.سبوس داخل سطل هم نیست. نه سبووس است نه حیوان درشت و سرخ گون مزرعه که از سطل سبوس می‌خورد، نه مردی که سبوس را توی سطل ریخت، نه زنش نه بانکدار که با آن چهره چروک انداخته‌اش همین روزها می‌اید و مزرعه را ضبط می‌کند.هیچ‌کدام از این‌ها هیچ نیستند.دخترماهی هم هیچ نیست، یک جور ماهی است.از ...
روی پله‌های کنسرواتوار
روی پله‌های کنسرواتوار داستان‌های روی پله‌های کنسرواتوار با ساختاری جاه‌طلبانه و غیر مداوم آیینه شرایط امروزند. در چنین زمانه‌ای، نبود رضایتمندی به فروپاشی می‌انجامد. نگاه معطوف به اضمحلال، کلید فهم «رویکرد مضمونی» در آثار بارتلمی است. دونالد بارتلمی از گوگول و کافکا تاثیر گرفته و بعضی منتقدان او را به خاطر طنز گزنده‌اش، ساموئل بکت آمریکا لقب داده‌اند. دونالد بارتلمی شاید به همان اندازه که ...
رابرت کندی از غرق شدن نجات یافت
رابرت کندی از غرق شدن نجات یافت ک. توی آب است. کلاه مشکی و پهنش، شنل سیاهش و شمشیرش روی ساحل هستند. نقابش را روی چشمانش نگه داشته است. دست‌هایش روی آب ضربه می‌زنند و سطح آب در اطراف او می‌شکافد و پاره پاره می‌شود. کف‌های سفید، اعماق سبز. من طنابی می‌اندازم، کلاف طناب روی سطح آب می‌جهد. نتوانسته است آن را بگیرد. نه، انگار طناب را ...
مشاهده تمام رمان های دونالد بارتلمی
مجموعه‌ها