رمان خارجی

کتاب سیاه

صبح همان روزی که قرار بود زنش او را ترک کند، در مسیر همیشگی محل کارش روی پله‌های شیب باب علی، تا روزنامه جلال این‌ها را زد زیر بغلش بکهو یاد بچگی‌هاش افتاد و آن روز گرم تابستانی که با مادر و رویا و مادر رویا روی قایق بودند و توی تنگه بغاز که آن روان‌نویسش که به رنگ یشم می‌نوشت و خیلی هم دوستش داشت افتاد توی آب و هیچ‌کسی هم نتوانست کاری بکند، درست مثل شب همان روزی که وقتی غالب متوجه شد نامه خداحافظی رویا هم با یک روان‌نویس درست مثل همان روان‌نویس نوشته شده هیچ‌کسی نمی‌توانست هیچ کاری بکند.

زاوش
9786006846026
۱۳۹۲
۶۵۴ صفحه
۶۸۳ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های اورهان پاموک
قلعه سفید
قلعه سفید زود گرفتند و بردند، مجبورم کردند زانو بزنم. پیش از آن‌که سرم را روی کنده بگذارم، یکی را دیدم که انگار از میان درخت‌ها پرواز می‌کرد و می‌گذشت. حیرت کردم: من بودم، ریشم بلند شده بود و آن‌جا، بی‌آن‌که پاهایم به زمین بخورد، بی‌صدا راه می‌رفتم. خواستم تصویرم را که از میان درخت‌ها می‌گذشت، صدا بزنم؛ صدایم در نیامد، سرم ...
دژ سفید
دژ سفید
نام من سرخ
نام من سرخ وقتی به دنیایی که من رنگارنگ‌اش ساخته‌ام، می‌گویم: باش، عالمی از سرخی‌ام،‌ هست می‌شود. هرکه مرا ندیده، انکارم می‌کند اما من همه‌ جا هستم.
موزه معصومیت
موزه معصومیت ”می‌دانستم که این لحظه شادترین لحظه زندگی‌ام است“. اورهان پاموک نویسنده بزرگی که شایسته بردن جایزه نوبل است حدود شش سال بر روی این رمان وقت صرف کرد و این رمان خارق‌العاده را با این جمله عاشقانه آغاز کرد. وقتی موزه معصومیت را می‌خوانید، فقط عشق نیست که در آن تجلی پیدا می‌کند بلکه دوستی، پیوند، جذابیت، خانواده و خوشبختی ...
زندگی نو
زندگی نو چیزهایی می‌بینیم، تصاویری که پیدا می‌شوند، محو می‌شوند و گاه در ذهنمان نقش می‌بندند. مثل سفر با اتوبوس در میان خواب و بیداری. آنچه مهم است در بطن تصاویر نیست، در میان سرنخ‌های گذراست. توجه به این سرنخ‌ها اساس کار این کتاب است و این " زندگی نو" را به شعر که عالم احساس است نزدیک کرده است. تاویل جهان در ...
مشاهده تمام رمان های اورهان پاموک
مجموعه‌ها