مجموعه داستان خارجی

آنچه بر دوش می‌کشیدند (داستان‌های کوتاه از نویسندگان بزرگ) مجموعه داستان

آنچه بر دوش می‌کشیدند ضیافتی از داستان‌های کوتاه را ترتیب داده است. هر داستان، کلاسیک یا مدرن، طعم و بوی خاص خود را دارد و مخاطب را در فضایی میان گذشته و حال شناور می‌سازد. دست‌چینی از آثار کوتاه و اندیشه‌ساز نویسندگان انگلیسی زبان، چه آن‌ها که از نژاد آنگلوساکسون بودندو در انگلستان یا ایرلند به دنیا آمدند و چه آن‌ها که در قاره‌ی نو‌ پا به عرصه‌ی وجود گذاشتند پیش روی شیفتگان داستان قرار گرفته است.

گل آذین
9786006414232
۱۳۹۲
۱۷۶ صفحه
۷۵۹ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
رقص روی سنجاق (مجموعه 63 داستان کوتاه کوتاه)
رقص روی سنجاق (مجموعه 63 داستان کوتاه کوتاه) او ملکه 1 دنیای کهنه و قدیمی بود که اجدادش را با گیوتین در مرکز پاریس گردن زده بودند و من 1 تیرباران شده cracow طراح مد تازه به دوران رسیده بودم که اجدادم در حول و حوش شهر کراکو بودند. اما گور پدر این چیزها، مهم این بود که عاشق هم بودیم...
سراسر پنجره (مجموعه داستان‌های منتخب جایزه ادبی طهران)
سراسر پنجره (مجموعه داستان‌های منتخب جایزه ادبی طهران) تنگ شیشه‌ای از دستش رها شد، زمین خورد و شکست. خاک از طعم سرد سرکه سیاه شد. با دستی بر دماغ فرار کرد؛ پابرهنه. مادر جیغی کشید و فحشی بدرقه پاهای برهنه او نمود. دو قطره خون سرخ کنار تکه شکسته تنگ در زمین فرو می‌رفت. خاک گرم و نرم کوچه زیر قدم‌های تند و پی‌درپی او به هوا برمی‌خاست ...
تماس
تماس هدف داستان‌های برنده جایزه ا هنری، تقویت ژانر داستان کوتاه است. کتاب حاضر شامل 14 داستان از 20 داستان کوتاه مجموعه داستان‌های جایزه ادبی ا هنری 2008 است.
23 داستان از داستان‌نویسان امروز ایران با تفسیر
23 داستان از داستان‌نویسان امروز ایران با تفسیر «اون وقتا نه کولر داشتیم و نه این همه پادرد و کمردرد. یه پاشیر داشتیم عین یخچال. حیاط بیرونی و حیاط خلوت درندشت بودند و باغچه‌ها پر از گل‌های رنگارنگ...» چشم‌انداز خانه‌اش، دنیای درون خانه را نشان می‌دهد و مصداقی است از آن‌چه او می‌خواهد باشد؛ گرچه همه دوست و ایل و تبارش رفته‌اند و او تنها مانده و محله ...
داستان‌های کوتاه (از نویسندگان بزرگ جهان) مجموعه داستان
داستان‌های کوتاه (از نویسندگان بزرگ جهان) مجموعه داستان مادری با پسر کوچک خود در آستانه در خانه‌شان نشسته بودند و درباره صورت سنگی بزرگ صحبت می‌کردند، آن صورت سنگی بزرگ چه بود؟ مادر گفت: در این وادی روایتی است که می‌گوید یک مرد بزرگ درست با همین صورت ظهور خواهد کرد. آن‌ها می‌گویند روزی روزگاری فرزندی در این وادی به دنیا خواهد آمد که بزرگ‌ترین و شریف‌ترین مرد ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها