نامههای پراکنده که درد دلهای اجتماعی زنی به شوهر سابقش، جوانی از گوشه زندان، و پدری به نوهاش است. به اضافه داستانی مرتبط بهنام بیگانهای در خانه خود.
آنسوی نیزار
این کتاب یک رمان است. مردی شصت ساله و موقر، داستان زندگی خود را به سعید، خبرنگار ساکن لندن میدهد تا چاپ شود. سعید داستان را میخواند و به نظرش بسیار پرکشش و جالب میآید. او سرگذشت پر نشیب و فراز مرد را که در طول مدت خبرنگاریش هیچگاه با مانند آن مواجه نشده بوده، به چاپ میرساند و شکی ...
گردی روی آینه
روزها و هفتهها پشت سر هم میگذشتند. هر روز صبح با خودرو خودم به دانشگاه میرفتم و شنبهها و چهارشنبهها بعد از ظهرها کلاس داشتم. گاهی هم ادای خانواده احمد را در آورده هفتهای یک بار با خانواده که آقا رضا و مژگان هم عضوی از ما بودند شام را در خارج از خانه صرف میکردیم که مادرم خوشش نمیآمد. ...