مجموعه داستان داخلی

پرسه در حوالی داستان امروز 3 (16 داستان از 16 نویسنده) مجموعه داستان

داستان اصولا چیزی جز همین رو دررویی‌ها نیست، رودررویی با تاریکی‌های خود جامعه یا تاریخ، و سپس دگرگون شدن و برکشیدن خود با آگاهی و نگاهی دیگر به زندگی، و البته روشن‌تر شدن، به گمان من جذابیت و قدرت هر داستانی به این است که چه‌قدر بتواند ما را با هر کدام از تاریکی‌ها آشنا کند، وگرنه در واقع داستان برامان نگفته، بلکه لطیفه‌ای تعریف کرده یا فقط سرگرم‌مان کرده‌ تا دقایقی را با هیجان مواجهه با چیزهای غیر واقعی سر کنیم.

کلاغ
9786009418824
۱۳۹۳
۲۴۸ صفحه
۴۸۹ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
عشق بدون قید و شرط
عشق بدون قید و شرط این کتاب مجموعه‌ای از بیست و هشت داستان کوتاه است که از نویسندگان ناشناس انتخاب و گردآوری شده است. داستان‌های این مجموعه با موضوع محوری عشق و ایمان جمع‌آوری شده و در نهایت سادگی حوادث می‌کوشند تا نگاهی تازه به معنویت و نشانه‌های والای آن داشته باشند.
سیب سرخ
سیب سرخ شب است عیسابکف نشسته است و فکر می‌کند نامه‌اش را چه طور شروع کند؟ در این نامه چه باید بنویسد؟ این کار بسیار مشکل، و تقریبا غیر ممکن است چه چیزها که برای گفتن وجود دارد، خیلی حرف‌ها جمع شده‌اند! آیا زن اعتراف‌های او را که خیلی دیر صورت می‌گیرد درک خواهد کرد؟
زندگی در سایه
زندگی در سایه معتقد بود، آدم فقط یک‌بار فرصت بودن در این دنیا را دارد. شاید هم به همین دلیل باید شانس استفاده از هر چیزی را تا حدودی به خودش بدهد. او از این که طعم شیرین و احمقانه این جذبه را دوباره تجربه کرده بود، احساس خوشحالی می‌کرد. بعد در قالب سایه‌ای تاریک روی او دراز کشید. دقیقا اندازه‌اش بود، چون ...
سرگذشت دختران
سرگذشت دختران خیلی وقت پیش ـ البته نه اون‌قدرا، همین چند سال پیش، قبل از این‌که چرخ‌‌دنده‌ها و اهرما و قرقره‌ها آینده رو از دل زمین بکشن بیرون و بیارن جلو چشم من ـ زیاد مهمونی می‌رفتم. تو یکی از این مهمونیا زن و شوهری بودن به اسم کریستا و ری. اونا با آدمایی که من کم و بیش باهاشون آشنا بودم، یا ...
چقدر حرف نمی‌زند
چقدر حرف نمی‌زند نمی‌دانم از کجا شروع کنم؟ از تنهایی توی این خانه درندشت با این ویلچر که همه جا باید باهات باشد، یا خشت‌های سیاه وسط حیاط، بین آن همه خشت‌های قرمز؟ نمی‌دانم تا به حال شده روی صندلی چرخ‌دار بنشینی، لختی کف پات را بگذاری روی جا پای فلزی‌اش؟ موقعی که از تخت خودت را می‌اندازی روی آن و پاهایت را ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها