مجموعه داستان خارجی

قصه‌های غریب

(Supernatural stories)

شب‌ها دیگر چشم روی هم نمی‌گذاری! با خواندن قصه‌های این کتاب که پر است از جن و پری و روح و شبح گرفتار ترس و لرزی می‌شوی که نگو و نپرس! داستان‌هایی از ری بردبری، ترومن کاپوتی، نجیب محفوظ، مارک تواین و...

ماهی
9789642090662
۱۳۹۰
۱۳۶ صفحه
۱۲۴۰ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
سیب سرخ
سیب سرخ شب است عیسابکف نشسته است و فکر می‌کند نامه‌اش را چه طور شروع کند؟ در این نامه چه باید بنویسد؟ این کار بسیار مشکل، و تقریبا غیر ممکن است چه چیزها که برای گفتن وجود دارد، خیلی حرف‌ها جمع شده‌اند! آیا زن اعتراف‌های او را که خیلی دیر صورت می‌گیرد درک خواهد کرد؟
همه باید زندگی کنند (مجموعه داستان‌های فرانسوی)
همه باید زندگی کنند (مجموعه داستان‌های فرانسوی) در این بعدازظهر درخشان، این اشیاء دراز زیبا و سبز، که به چشم می‌خورند چیستند؟ از دور گمان می‌کنیم که دارای بازوانی درازند ولی این بازوها چیزی جز پارو نیستند و اشیاء سبز رنگ نیز در حقیقت دو قایق مسابقه‌اند که آرام با دست موج‌های مارن بالا و پایین می‌روند.
5 نمایش‌نامه (4 بعلاوه 1 تکیه بر دیوار نمناک پناهنده مرثیه باد شرق دور شرق نزدیک)
5 نمایش‌نامه (4 بعلاوه 1 تکیه بر دیوار نمناک پناهنده مرثیه باد شرق دور شرق نزدیک) قهوه‌چی: سیب و سکه و سیر که جوره، اینم از این... تخم شاهی ندیده بودم اینقدر کچل بشه. گفتم به مشد یدالله، انگاری بذرهاش قاطی داره... گفت بهش نرسیدی... راستم می‌گه... از بس که سرمون خوش بود این دم عیدی... آرد و تخم مرغ یادم رفت... گرون شده همه چی. ولی من می‌گم می‌ارزه... هنوز سه تای دیگه مونده... سماق ...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
مرگ همین دور و برهاست (مجموعه 10 داستان پلیسی جنایی)
مرگ همین دور و برهاست (مجموعه 10 داستان پلیسی جنایی) ... در شرایط عادی من تمام کارهایی را که سر راهم قرار می‌گرفت، سبک سنگین می‌کردم و تنها آن‌هایی را که آشکارا از من می‌خواستند دزدی بکنم یا آدم بکشم، رد می‌کردم. در خط کاری من آدم‌ها کشته می‌شدند و من به این مساله عادت کرده بودم اما خودم برای پول درآوردن این کار را نمی‌کردم...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها