رمان ایرانی

شعله آبی

«در طول عمرمان چقدر حرف و کلمه را قورت می‌دهیم؟ کلماتی که ممکن است راه زندگی و سرنوشت‌مان را برای همیشه عوض کند. چطور که از بلعیدن آن همه حرف پر از بار احساسی رودل نمی‌شدیم؟! خوش به حال کسانی که حداقل نصف این حرف‌ها را بر زبان می‌آورند و از عواقبش نمی‌ترسیدند. اما من...شاید از بچگی عادت کرده بودم حرف‌ها را مثل آدامس‌هایی که نمی‌دانی باید با آن‌ها چه کنی می‌بلعیدم.»

9786007507025
۱۳۹۳
۳۷۶ صفحه
۲۱۲۶ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های تکین حمزه‌لو
مهر و مهتاب
مهر و مهتاب از "مهتاب عشق " تا "مهر زندگی" مهتاب یادآور عشق است و تکرار دلدادگی. و مهر در پس مهتاب و نمایانگر گرمای زندگی. مهر و مهتاب همان گرمای عشق هر روزه‌ی ماست و روایت آن تکراری است از زندگی با نیم‌نگاهی متفاوت.
1 روز دلگیر ابری
1 روز دلگیر ابری گاهی یکی از همین روزها که مثل بسیاری دیگر نادیده‌اش می‌گیریم تمام روزهای باقی مانده از عمر را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. روزی که زود تمام می‌شود ولی خیلی دیر دیرتر از آنچه فکر کنی از روح آدمی رخت برمی‌بندد. آن روز، روز آزمودن است برای عشق و همه زمزمه‌هایی که به ظاهر عاشقانه‌اند و ناگهان تبدیل می‌شوند به ...
قصه ناتمام
قصه ناتمام دوره‌های زنانه هم این بدی‌ها را دارند. اولش همه خوب و شیک از دارایی‌ها و خانه و زندگی‌شان گزارش می‌دهند. بعد سرک می‌کشند در زندگی خصوصی هم‌دیگر و بعد هم بدون این‌که تخصص داشته باشند به هم راه کار نشان می‌دهند و نسخه می‌پیچند...
از آن سوی آیینه
از آن سوی آیینه به راستی کدامیک از ما، تصویر آن دیگری است؟ فاصله میان من و او که در آن سوی آیینه ایستاده فقط به اندازه یک حرکت است و این که چه کسی قبل از آن دیگری دستش را تکان دهد! آیا از آن سوی آیینه هم می‌توان دل‌نگران بود؟ و آیا آن‌که آن‌سو‌تر ایستاده حسرت بودن این سو را ندارد؟ شاید هم روزی، من با حسرت از آن‌سو به ...
عطر بهارنارنج
عطر بهارنارنج پنجره را بستم و تکه‌های سفال گلدان را برداشتم و گیاه را در یک شیشه شیر خالی گذاشتم و داخلش آب ریختم و شروع کردم به جارو کردن خاک‌ها، همان‌طور که خاک‌ها را در سطل آشغال می‌ریختم ناخودآگاه فکر کردم چقدر حکایت این گلدان شکسته شبیه من است! گیاهش ناامن و نامطمئن به آینده در یک شیشه آب مانده، نه ...
مشاهده تمام رمان های تکین حمزه‌لو
مجموعه‌ها