3 پاس از حیات طیبه نوجوان نجیب و زیبا
رئالیسم یا واقعگرایی بر اساس یک قرارداد ادبی، واژهای است برای دستهای از نمایشنامهها، و جز این، هوشمندانهتر است اگر بگوییم که واژه رئالیسم دلالتی بر واقعگرایی یا واقعنمایی نیست. میبینید نامها چگونه به توهم میانجامد.
کوکوی کبوتران حرم
فاطمه: عشق نجاتت داده دختر. اسم سربازه چی بود؟
هما: هیچوقت نفهمیدم اسم واقعیشو. اتیکت که نداشت، یعنی هیچ سربازی اتیکت نداشت. مطمئنم که اسم واقعیش نبود. مهم نبود اسمش. من عاشق اون وقتایی بودم که اون خاکی و گل آلود از خط میامد. کنار مخابرات اهواز، ساعت نه صبح، هر 4 شنبه، من وایساده بودم. میرسید با رفیقهاش خداحافظی میکرد؛ ...
پچپچههای پشت خط نبرد
2 حکایت از چندین حکایت رحمان
در دو حکایت از چندین حکایت رحمان علیرضا نادری ما را در میانه زاد و ولد تصاعدی روایاتی قرار میدهد که مطیر، حسون، ناشناس، خالو، عباسو و بدریه پردهداران آن هستند. با هر حکایتی مخاطب بیشتر و بیشتر نسبت به درک علت غیبت غایب توانا میشود چرا که سخن گفتن از مرد ناموجود رحمان محملی است برای افشا شدن درونیات ...