2 حکایت از چندین حکایت رحمان
در دو حکایت از چندین حکایت رحمان علیرضا نادری ما را در میانه زاد و ولد تصاعدی روایاتی قرار میدهد که مطیر، حسون، ناشناس، خالو، عباسو و بدریه پردهداران آن هستند. با هر حکایتی مخاطب بیشتر و بیشتر نسبت به درک علت غیبت غایب توانا میشود چرا که سخن گفتن از مرد ناموجود رحمان محملی است برای افشا شدن درونیات ...
این قصه را ایرانیان نبشتهاند
غریبک: به دنبال راه گریز این کار را من میکنم.
دریابند: (او را پس میزند) من بر اسب نشستن بهتر میدانم... از میان قورچیان پراکنده دو ترکه به تاخت بهتر میگذرم... سرپوشیدهای که در خانه دارم حامله است. (زین اسب را بر میدارد و روی کول خود میگذارد، عالمگیر زین از دوش او برداشته به سوی خردک پرتاب میکند و مرد ...
نمایشنامه 77/6/31
77/6/31 در ادامه نمایشنامههای دیگر علیرضا نادری همچون: عطا سردار مقلوب، پچپچههای پشت خط نبرد، دو حکایت و چهار حکایت از چندین حکایت رحمان، بازگشت به خانه پدری و سه پاس از حیات طیبه نوجوان نجیب و زیبا.
درباره جنگ و با نگاهی متفاوت از نگاه ثابت و رسمی به جنگ هشت ساله عراق علیه ایران است. این تفاوت نگاه و ...