نمایش‌نامه

دست‌های آلوده

طبقه اول یک خانه کوچک کنار جاده است. طرف راست در ورودی و یک پنجره است که رو دری آن بسته شده. آخر صحنه تلفن روی گنجه است. طرف چپ نزدیک ته صحنه یک در دیگر هست. میز و صندلی‌ها و اثاث اتاق غیر عادی و ارزان‌قیمت است. حس می‌شود که زنی که در این اتاق زندگی می‌کند نسبت به اثاث خانه کاملا بی‌اعتناست. طرف چپ، پهلوی در، یک بخاری دیواری است که روی رف آن یک آینه قرار دارد. ماشین‌ها گاه‌گاه از جاده می‌گذرند، صدای گاز دادن و دنده عوض کردن آن‌ها می‌آید.

مجید
9789649561097
۱۳۸۷
۱۷۶ صفحه
۱۵۰۱ مشاهده
۰ نقل قول
ژان پل سارتر
صفحه نویسنده ژان پل سارتر
۳۶ رمان سارتر روز ۲۱ ژوئن ۱۹۰۵ به دنیا آمد. پدرش ژان باپتیست سارتر (۱۸۴۷-۱۹۰۶) افسر نیروی دریایی فرانسه بود و مادرش آنه ماری (۱۸۸۲-۱۹۶۹) دخترعموی دکتر آلبرت شوایتزر معروف، برندهٔ جایزه صلح نوبل است. پانزده ماهه بود که پدرش به علت تب زرد از دنیا رفت. پس از آن مادرش به نزد والدینش بازگشت. پدربزرگش چارلز شوایتزر یکی از عموهای آلبرت شوایتزر در مدرسه به آموزش زبان آلمانی اشتغال داشت. ژان در خانه زیر نظر او و چند معلم خصوصی دیگر تربیت ...
دیگر رمان‌های ژان پل سارتر
نکراسوف
نکراسوف زندگی وحشی است در تئاتری که آتش گرفته. همه به دنبال در خروجی می‌گردند، هیچ‌کس هم پیدایش نمی‌کند، همه یکدیگر را هل می‌دهند، بدبخت آن‌هایی که به زمین می‌افتند: بلافاصله لگدمال می‌شوند. سنگینی چهل میلیون فرانسوی را که روی پوزه‌تان راه می‌روند حس نمی‌کنید؟ روی پوز من راه نمی‌روند. من تمام کسانی را که دور و برم بوده‌اند لگدمال کرده‌ام، ...
گوشه نشینان آلتونا (نمایش‌نامه در 5 پرده)
گوشه نشینان آلتونا (نمایش‌نامه در 5 پرده) ای قرن‌های خوشبخت، شما که با نفرت‌های ما آشنا نیستید چگونه می‌توانید به قدرت سفاک عشق‌های مهلک ما پی ببرید؟ عشق، نفرت، یک و یک... ما را تبرئه کنید... ای کودکان زیبا، شما از ما بیرون آمده‌اید، شما را دردهای ما ساخته‌اند، این قرن زن است و می‌زاید، آیا مادرتان را می‌خواهید محکوم کنید؟
اتاق بسته (نمایش‌نامه‌ای در 1 پرده)
اتاق بسته (نمایش‌نامه‌ای در 1 پرده) - دوزخ دیگری‌ست. اتاق بسته را می‌توان بیانی دراماتیک برای «هستی و نیستی» قلمداد کرد. سه مرده پس از مرگ به جای جهنم در اتاقی گرفتار می‌آیند که از آن هیچ راه خروجی نیست. سارتر با تحریف تصور «جهان پس از مرگ» نزد جهان‌بینی‌های تقدیرگرا موقعیتی عجیب ساخته که در آن مجازات محکومان نه شکنجه فیزیکی که نفس گرفتار بودن ...
کلمات
کلمات آموزگاران ما، پیشتر از آن که خود به بالندگی برسیم، آن‌هایی بودند که برای ما، چیزی تازه و بنیادین را به ارمغان آوردند. آن‌ها را ابداع شگردهای نوین ادبی و هنری را می‌دانستند. آن‌ها به شیوه‌هایی در اندیشه دست یافتند که با تجدد ما مطابق بود، چنین شد، که مشکلات راه با اشتیاق مبهم‌مان، هم‌اندازه شد. حالا می‌دانیم که برای ...
شاهدی بر زندگی من
شاهدی بر زندگی من بعد از انتظاری بیهوده به این نتیجه رسیدم که صفحات موسیقی‌ای را که برایت فرستاده بودم دریافت نکرده‌ای. البته واقعیت این است که با حس تجربیم آن‌ها را به عنوان نامه مهر زدم و در باجه مواد چاپی انداختم. بی‌شک مشکلی پیش آمده است. دیگر نامه‌های مرا موعظه‌های کوچک نخوان. می‌دانی که نه دوست دارم به نظر 1 شاگرد بیایم ...
مشاهده تمام رمان های ژان پل سارتر
مجموعه‌ها