مجموعه داستان خارجی

1 سرباز ساده ملکه

می‌خوام برم از ملکه بپرسم. می‌خوام هرچی می‌دونم رو واسش تعریف کنم و ازش بپرسم که چی درسته و چی غلط. اگه بهم چشمک بزنه، خوب، اون وقت دیگه توی دردسر افتاده‌م. این منم، سیموس تاد، متولد 1955، یه سرباز ساده ملکه و همین و بس. این اظهارنامه منه، هم صادقانه است و هم عین واقعیت. اگه با چشمای خودم ندیده بودم بی‌خیالش می‌شدم. به اندازه کافی حرف و حدیث هست و دلم نمی‌خواد بیشتر از این آب و تابش بدم.

شیما الهی
9789643377939
۱۳۹۳
۴۵۶ صفحه
۱۰۱۲ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
طنزآوران جهان نمایش (دفتر 5) نمایش‌نامه
طنزآوران جهان نمایش (دفتر 5) نمایش‌نامه مجموعه طنزآوران جهان نمایش، حاصل کوشش‌ها و پژوهش های علمی و عملی - پنج دهه اخیر - یکی از پژوهندگان و دست‌اندرکاران راستین هنر نمایش در عرصه کمدی در این مرز و بوم است. سعی بر این است که بعضی از دفترها به یک یا دو تن از طنزآوران صحنه نمایش اختصاص یابند که نام‌آورترند و برخی از دفترها از ...
قصه‌های 57 (گزیده داستان‌های انقلاب) مجموعه داستان
قصه‌های 57 (گزیده داستان‌های انقلاب) مجموعه داستان هر یک از دوره‌ها و رویدادهای بزرگ اجتماعی ادبیات خاص خود را هم در پی دارد که معمولا هم توسط افرادی که در شکل‌گیری آن رویداد بزرگ سهیم بوده‌اند یا فرزندان نسلی که باعث شکل‌گیری آن اتفاق شده‌اند به وجود می‌آید چرا که گونه‌های مختلف ادبی در هر دوره‌ای از اشکال هویتی آن دوره تاریخی محسوب می‌شود که جلوه‌هایی از ...
خاکستر روی زخم (50 داستان از 50 نویسنده معاصر عرب)
خاکستر روی زخم (50 داستان از 50 نویسنده معاصر عرب) «خاکستر روی زخم»، پنجاه داستان کوتاه از پنجاه نویسنده عرب از نه کشور عرب‌زبان است که به تناوب اثرگذارترین نویسندگان معاصر در کشور خود و گاه جهان بوده‌اند، از این میان، برجسته‌ترین آنان، نجیب محفوظ برنده جایزه نوبل 1988 است، تا دیگران و ... باشد که کتاب به بخشی از نیازهای خواننده در حوزه داستان کوتاه جهان در بخشی از ...
7 مرگ ماکسیم گورکی
7 مرگ ماکسیم گورکی این حس که زندگی من مطابق با هیچ قالب یا نظام اندازه‌گیری نیست، که یک آن از زندگی من برای خودم بیش از هزاران سال از زندگانی کل انسان‌ها اهمیت دارد، با نوری درخشان مبهوتم کرد، نوری که مدت‌ها در انتظارش بودم، نوری خجسته که روشنایی‌اش تا آخرین روزهای زندگی‌ام ادامه داشت. اما این نهر طلا از کجا سرچشمه می‌گرفت؟ باورپذیر ...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها