داستانهای با اجازه (مجموعه داستانهای کوتاه چند تن از نویسندگان امروز)
آیا اجازه گرفتن از صاحب اثر در ترجمه اهمیتی دارد؟ آیا در جایی که مسئلهی کپی رایت آثار خارجی رسمیت ندارد، میتوانی سراغ نویسنده و پدیدآورندهای بروی و از او بخواهی که اجازه دهد کارش را به زبان خودت برگردانی؟ از زمانی که کار ترجمه را آغاز کردم، این دغدغهها را داشتم که با نویسنده یا صاحب قانونی اثر تماس ...
عکاسخانه آدمهای خوشبخت (داستانهای کوتاه برگزیده از نویسندگان ترکیه) مجموعه داستان
آن شب توانسته بودم از محل کارم زودتر از همیشه خارج شوم. گفتم تا بیاوغلو همینطوری برای خودم بروم. به ریههایم حق تنفس بدهم که ساعتها است با هوای کثیف پر شده. به خلیج و تنگه سلام کردم و از پل رد شدم.
قصههایی برای 7 سالهها
قصههایی برای هفت سالهها، مجموعه 10 قصه است. قصههایی مثل: شلوار جادویی، گاوها دراز نمیکشند و کفشهای فوتبال پرنده را بخوان! همانطور که از اسم قصهها پیداست، هر قصه حال و هوای خاصی دارد و این تنوع باعث میشود که این مجموعه بسیار جذاب و سرگرمکننده باشد. بهتر است قصهها را بخوانید، تا هم لذت ببرید و هم به درستی ...
بعضی زنها
آرچي مكلاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يكبار ميشنيد هرگز فراموش نميكرد. صدايي صاف و محكم. كلمهها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا ميكرد. آواز محزون و يكنواخت و بيپيرايهاش، چيزهايي را بيان ميكرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...