نمایش‌نامه

گفتگوهای پس از 1 خاک‌سپاری

(Conversations after a burial)

یاسمینا رضا نمایش‌نامه‌نویس و رمان‌نویس ایرانی تبار، موفق‌ترین و محبوب‌ترین چهره در عرصه‌ی ادبیات نمایشی در دو دهه‌ی اخیر است. گفت و گوهای پس از یک خاکسپاری نخستین اثر اوست که نام یاسمینا رضا را بر سر زبان‌ها انداخت و او را به چهره‌ی مطرح در میان غول‌های دنیای تئاتر بدل ساخت. این اشتهار و موفقیت با آثار بعدی او هنر، مرد نامنتظره، زندگی ضرب‌در 3 و ... تثبیت شد. در گفت و گوهای... مرز بین واقعیت و خیال، روزمرگی و جاودانگی،عشق و نفرت، جدیت و طنز، وفاداری و بی‌وفایی، صحنه‌‌ی تئاتر و صحنه‌ی زندگی به هم ریخته است. بازماندگان مردی که به تازگی در گذشته و به خواست او نه در گورستان و کنار همسرش بلکه در ملک شخصی دورافتاده‌اش به خاک سپرده شده، در یک روز به خصوص گردهم آمده‌اند، غیبت می‌کنند، نفرت می‌ورزند، عشق می‌بازند، خیال می‌بافند، واقعیت می تنند، می‌خندند، می‌گریند، می‌هراسند، امید می‌بندند، حسرت می‌خورند ... و در فرصت میان این‌ها همه، در کار تدارک و، بعد، گواریدن آبگوشتی هستند که معجونی است از یخ و فلفل تند و نوستالژیا ... و البته کمی طنزسیاه و تابخواهی تنش عصبی.

فتاح محمدی
9789649311722
۱۳۹۰
۹۶ صفحه
۱۱۵۳ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های یاسمینا رضا
خوشا خوشبختان
خوشا خوشبختان خوشبختی چیست؟ رضایت درونی یا موقعیت خاص بیرونی؟ چه ارتباطی به روابط انسان‌ها و خصوصا عاطفه و عشق میانشان دارد؟ رابطه خوشبختی با معنای هستی و درک آن چیست؟ شاید بتوان گفت این سوالات ذهن یاسمینا رضا، نویسنده رمان خوشا خوشبختان، را مشغول کرده و او با به تصویر کشیدن زندگی روزمره شخصیت‌های داستان از زبان خودشان و خلق روابطی ...
بازی‌گاه تو گرداب من
بازی‌گاه تو گرداب من
آدام هابربرگ
آدام هابربرگ بدین ترتیب، روزی از روزها آدام بربرگ روی نیمکتی روبه‌روی قفس شترمرغ‌ها نشسته بود. نیمکت از بارش نامحسوس باران نمناک بود. دو شترمرغ بی‌حال خاکستری رنگ جلوی خانه‌شان در محوطه‌ای کاملا خالی علوفه می‌خوردند، تلفن همراه هابربرگ در جیبش زنگ زد: «الو!» صدایی از آن طرف خط گفت: «عجب هوایی! آدم دق می‌کند.»، «کجایی؟»، «باغ وحش»، «اون‌جا چیکار می‌کنی؟»، «خودت ...
تصویر زیبا
تصویر زیبا یک عصر بهاری که هوا هنوز روشن است. پارکینگ رستوران (که رستوران دیده نمی‌‌‌‌‌‌‌شود) مردی ایستاده است. ماشینی که در سمت مسافرش باز است، پاهای زنی از ماشین بیرون آمده. زن سیگاری روشن می‌کند. زمانی می‌گذرد و بعد مرد شروع به صحبت می‌کند.
مشاهده تمام رمان های یاسمینا رضا
مجموعه‌ها