مجموعه داستان خارجی

جلاد و داستان‌های دیگر از نویسندگان سوئد

(Lagerlof selma ottiliana lovisa)

منشا ادبیات داستانی سوئد را باید در روایت‌های شفاهی به نام «ساگا» جست که گرچه نشان مکتوبی از خود به‌جا نگذاشته‌اند نقل سینه به سینه‌شان که ادامه یافته بر ادبیات داستانی کشور تاثیر نهاده است و به گفته لئون تورن مورخ ادبی، «نوستالژی» آن به‌جا مانده؛ به نحوی که سلما لاگرلوف داستان‌پرداز شهیر و برنده نوبل در ادبیات، «ساگای گوستا برلینگ» را که شهرت جهانی یافته می‌نویسد. ادبیات سوئد در سیر تاریخی خود از مرحله‌های مختلف گذر کرده: قرن وسطا از گرایش به عرفان، سپس خلق آثاری به زبان عامیانه، تبلیغ‌های سیاسی، پیدایش ادبیاتی واقعی به زبان سوئدی نشان دارد. «اومانیسم» برای نخستین بار روی می‌نماید. در قرن هفدهم، قرن آزادی، عرفان‌گرایی عمیق، کنجکاوی روشنفکرانه، کشف پرشور علمی، رودرروی « اپیکوریسم» بی‌خیابی قرار می‌کیرد.

قاسم صنعوی
دوستان
9789646207677
۱۳۹۳
۴۴۸ صفحه
۴۴۱ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
مردان منتظر
مردان منتظر کتاب مردان منتظر واگویه روایت داستان‌های کوتاه هشت سال دفاع مقدس استو به عبارتی به گزینی داستان نئو کلاسک می‌باشد. این دستمایه از آثار نویسندگان صاحب‌نظر و تئوریسین ادبیات عصر انقلاب می‌باشد.
بید مجنون( داستان‌های کوتاه از نویسندگان زن استرالیا) مجموعه داستان
بید مجنون( داستان‌های کوتاه از نویسندگان زن استرالیا) مجموعه داستان برای خوشبخت بودن نیازی نداشت که حتما کسی کنارش باشد، نقصانی در زندگی‌اش نبود تا با وجود همسر پر شود. دلی فکر می‌کرد وجود همسر در کنار زن، تنها به منزله‌ی تکامل روح و تقسیم نیازهای عاطفی است، نه روزمرگی و تحمل دائم، او نمی‌خواست مانند اکثر زنانی که می‌شناخت، از مردان پلی بسازد برای رسیدن به آرزوهایش. در جستجوی ...
مارپیچ
مارپیچ من از طریق نویسندگی امرار معاش می‌کنم، اما آن روز می‌زده شده بودم و سردرد وحشتناکی داشتم و کل بعدازظهر کار نکرده بودم. قرار بود یک کار فوری انجام دهم، در واقع باید شرح نوشته‌هایی را برای کتاب آثار عکاسی هنرمندی می‌نوشتم که با او آشنایی داشتم. اما زق‌زق کردن مداوم سرم باعث شد به کلی نسبت به تصاویر او ...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها