مجموعه داستان خارجی

سقوط و داستان‌های دیگر از نویسندگان اسپانیا

(Cervantes saavedra miguel de)

داستان‌های کوتاهی که در این دفتر گنجانده شده‌اند آثاری از نویسندگانی با روحیه‌ها و سلیقه‌های متفاوت هستند: اگر آلارکون قصه‌ای نه بیگانه با مطایبه می‌نویسد، گوستابو آدولفو بکر، اثری که بین واقعیت و غیر واقعیت در نوسان است و فضایی از موسیقی پری‌وار شگرف می‌آفریند عرضه می‌کند؛ اگر امیلیا پاردو باثان و کلارین و ناتورالیسم توجه دارند، گونثالث از طنز دوری نمی‌گزیند؛ اگر روسینیول رئالیست با مهارت نقاشان به توصیف تلخی زندگی‌های فردی می‌پردازد، آنتونیو اسپینا، بلاسکو ایبانیث، خوسه ماریا ده کینتو، کارلوس لاررا و آلونسو لرما پروایی ندارند که مستقیما به معضل‌های اجتماعی روی بیاورند...

قاسم صنعوی
دوستان
9789646207660
۱۳۹۳
۴۷۲ صفحه
۴۵۷ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
رقص روی سنجاق (مجموعه 63 داستان کوتاه کوتاه)
رقص روی سنجاق (مجموعه 63 داستان کوتاه کوتاه) او ملکه 1 دنیای کهنه و قدیمی بود که اجدادش را با گیوتین در مرکز پاریس گردن زده بودند و من 1 تیرباران شده cracow طراح مد تازه به دوران رسیده بودم که اجدادم در حول و حوش شهر کراکو بودند. اما گور پدر این چیزها، مهم این بود که عاشق هم بودیم...
نامه‌های عاشقانه آلبر کامو به ماریا کاسارس (خطاب به عشق)
نامه‌های عاشقانه آلبر کامو به ماریا کاسارس (خطاب به عشق) بیش از نیم قرن باید می‌گذشت تا مکاتبات عاشقانه نویسنده‌ای بزرگ و بازیگری مشهور منتشر شود و خبرش به گوشه و کنار جهان برسد. کاترین کامو در سال 1979 این نامه‌ها را از ماریا کاسارس تحویل می‌گیرد تا بعد از نیم قرن در انتشار گالیمار منتشر شود. بی‌راه نیست اگر بگوییم که این نامه‌ها را می‌توان مانند یک «رمان» خواند ...
جن داخل بطری و 14 داستان کوتاه قرن 19
جن داخل بطری و 14 داستان کوتاه قرن 19 داستان‌های کوتاه قرن 19 مجموعه‌ای فوق‌العاده از داستان‌های کلاسیک است که دیوید استوارت دیویس آن را برگزیده و ارائه کرده است. اینها داستان‌های عصر طلایی داستان‌نویسان بزرگ هستند که تصویری خاطره‌انگیز از آن روزهای رفته را به ما می‌نمایانند، و در عین حال سرگرمی جذاب و انگیزشی برای افکار خواننده امروزی فراهم می‌کنند.
در تماشاخانه شیطان (مجموعه 8 داستان طنز)
در تماشاخانه شیطان (مجموعه 8 داستان طنز) شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده‌ام، پیش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته‌ای یا سنگ بندگی خدا را به سینه می‌زنی؟ گفت: من دیگر آن شیطان توانای پیشین نیستم. دیدم آنچه را من شب هنگام به ده‌ها وسوسه پنهانی انجام می‌دادم، آدمیان روزانه به صدها دسیسه آشکار مرتکب می‌شوند. حال، اینان را به شیطان چه نیاز؟
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها