در روسیه پرفسور شایستهای هست به نام نیکلای ستپانویچ فلان، کارمند عالیرتبه و دارای نشانهای افتخار، نشانها و مدلهای روسی خارجیاش به قدری زیاد است که وقتی لازم میآید آنها را به سینه بزند، دانشجویان ایکونوستاس به او لقب دادهاند. و ...
۷۶ رمان
آنتون پاولوویچ چِخوف داستاننویس و نمایشنامهنویس برجستهٔ روس است. هر چند چخوف زندگی کوتاهی داشت و همین زندگی کوتاه همراه با بیماری بود اما بیش از ۷۰۰ اثر ادبی آفرید. او را مهمترین داستان کوتاهنویس برمیشمارند و در زمینهٔ نمایشنامهنویسی نیز آثار برجستهای از خود به جا گذاشتهاست و وی را پس از شکسپیر بزرگترین نمایش نامه نویس میدانند. چخوف در چهل و چهار سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت.
چخوف نخستین مجموعه داستاناش را دو سال پس از ...
هیسسس (داستانهای برگزیده آنتوان چخوف) مجموعه داستان
این کتاب دربرگیرنده چهار داستان کوتاه از آنتوان چخوف است که آنها را بین سالهای 1833 تا 1888 نوشته است.
مقصود از گردآوری و برگردان این داستانها، بیشتر، رویکردی تازه و امروزیست به مقوله ترجمه، به عبارت دیگر، نگاهیست جدیتر به زبان محاوره حال حاضر جامعه، که به اعتقاد مترجم، در ادبیات معاصر ما، مهجور و مغفول افتاده است.
غالب شخصیتهای داستانهای ...
مجموعه آثار چخوف 6 (7 جلدی) نمایشنامه
تمایل شدید چخوف برای دستیابی به یک سبک بزرگ ادبی، در درامنویسی تحقق پیدا کرد و در هویت نویسندگی او، نمایشنامه مشخصا جای داستان و رمان را گرفت. در نمایشنامههایی که او در سالهای آخر دهه هشتاد نوشت خود بیش از هر چیزی بر اهمیت ادبی آنها ارزش قایل میشد. اما در همان زمان هم خاطرنشان میکرد: من نمایشنامهای را ...
به سلامتی خانمها (100 داستان و طنز کوتاه)
... شکسپیر میگه زن یه موجود پوچه، ولی به نظر من زن همه چیز ماست!... بدون زن، دنیا هیچ فرقی با ویلونزن بدون ویلون، مگسک بدون تفنگ یا سوپاپ بدون قرهنی نداشت... ما به جرات میتونیم بگیم که هیچ مساعدهای برامون جای زن رو نمیتونه بگیره. از آقایون شاعر سوال میکنم: چه کسی الهامبخش شما بود... در اون شبهای دلنشین ...
بیپایان
آنچه نویسندگان اشرافزاده به رایگان به دست میآورند،
کسانی که در طبقههای پایینتر جامعه به دنیا آمدهاند، با از بین رفتن جوانی کسب میکنند.
سعی کن داستانی بنویس درباره مردی جوان، نوه یک برده که پیش از این شاگرد مغازه، خواننده دسته کر کلیسا و روزهای دانشجو بوده
و تربیت شده تا سلسله مراتب را محترم بداند
و دست کشیشها را ببوسد، ...
محبوب همه و روشناییها
وقتی کسی سودایی و شوریده، اندوهگین و تنها دریا را روبهروی خود تماشا میکند و یا منظرهای در نظرش شگفت میآید، همیشه فکرهایی حقیقی از قبیل که زندگی میکند و خواهد مرد، به طور نامحسوس با غم و اندوهش درمیآمیزد و به خاطر واکنشهای عصبی همان وقت مدادی به دست میگیرد، برایش تفاوتی ندارد روی هرچه باشد سعی میکند نامش ...