رمان خارجی

تاجر ونیزی (داستانی از شکسپیر)

هیچ‌کس با اجبار به دیگری رحم نمی‌کند. بخشندگی فقط وقتی صورت می‌گیرد که مانند قطرات ملایم باران بر روی زمین بباریم. بخشیدن یک موهبت دو جانبه است. هم برای کسی که می‌بخشد آرامش می‌آورد، و هم برای کسی که بخشیده می‌شود.

9786009192557
۱۳۹۵
۶۴ صفحه
۶۷۴ مشاهده
۰ نقل قول
ویلیام شکسپیر
صفحه نویسنده ویلیام شکسپیر
۵۴ رمان William Shakespeare (baptised 26 April 1564) was an English poet and playwright, widely regarded as the greatest writer in the English language and the world's pre-eminent dramatist. He is often called England's national poet and the "Bard of Avon" (or simply "The Bard"). His surviving works consist of 38 plays, 154 sonnets, two long narrative poems, and several other poems. His plays have been translated into every major living language, and are performed more often than those of any other ...
دیگر رمان‌های ویلیام شکسپیر
طوفان
طوفان لیکن مرا رها کنید از بند، به هلهله دست‌هایتان. دم جلیل شما می‌بایست تا بیاکند شراع‌هایم را. پس چونان که قلم عفو کشیدند بر گناهان شما، بگذارید تا د یده خطاپوش شما به آزادی‌ام بیانجامد.
هر طور میل شماست
هر طور میل شماست حقیقت این است که این نمایش‌نامه «افسانه‌ای» بسیار جالب و سرشار از موضوعات زیبا و عاشقانه است! شکسپیر با علاقه‌ای وافر، خود را غرق خیال‌پردازی‌هایی شاعرانه می‌کند و هر چه مایل است، در این نمایش‌نامه می‌افزاید! به جرئت می‌توان گفت که این یکی از زیباترین و پر بیننده‌ترین نمایش‌نامه‌های کمدی شکسپیر به شمار می‌رود! هر چند موضوع اصلی داستان، غم‌انگیز ...
مکبث
مکبث تراژدی مکبث شرح زندگی پرحادثة سرداری دلیر و لایق و صدیق به نام مکبث است که دنکن، پادشاه شریف و مهربان اسکاتلند، او را از میان هواخواهان خود بر‌میکشد و به وی لقب و منصب می‌‌بخشد. اما مکبث بر اثر تلقین جادوگران و وسوسة نفس و به اغوای زن جاه‌طلب خویش در شبی که پادشاه مهمان اوست او را در ...
هنری پنجم (داستانی از شکسپیر)
هنری پنجم (داستانی از شکسپیر) اگر سعی کنید بندهایی را که به دست و پایتان پیچیده است باز کنید، رها خواهید شد. شکار ادامه دارد! ندای درونتان را دنبال کنید و فریاد بزنید: "خداوند به همراه هری! انگلیس و سنت جورج!"
رومئو و ژولیت
رومئو و ژولیت سمپسون: گرگوری، به مردانگی سوگند، ما بزدل نیستیم. گرگوری: البته، و گرنه بع‌بع می‌کردیم. سمپسون: یعنی گردن به زور نمی‌دهیم، شمشیر می‌کشیم. گرگوری: سرت را بالا بگیر، ببینم گردنی هست؟ سمپسون: خشم بگیرم، زود شمشیر می‌کشم. گرگوری: اما دیر خشم می‌گیری. سمپسون: حتی سگی از فامیل موناتیگو مرا تحریک می‌کند. گرگوری: تحریک یعنی فرار، شجاعت یعنی ایستادن؛ اگر تحریک شدی ...
مشاهده تمام رمان های ویلیام شکسپیر
مجموعه‌ها