نمایش‌نامه

خواب خیس ماهی (3 نمایش‌نامه کوتاه 2 نفره عاشقانه)

مه‌یار: حس می‌کنم تو رفتی به آینده و من جا موندم، جا موندم تو گذشته و فراموش شدم. لاله: نباید خیلی به این فکرای احمقانه اجازه بدی بیان تو ذهنت، مه‌یار تو باید خودتو جمع و جور کنی. مه‌یار: می‌شه دوباره برگردیم به اون روزا؟ لاله: نه. مه‌یار: من هنوز عاشقتم. لاله: باید دل کندن رو یاد بگیری.

بوتیمار
9786004041386
۱۳۹۵
۱۴۸ صفحه
۸۴۳ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های مهدی میرباقری
زمستان در آتش (خوانشی از داستان سودابه و سیاوش) نمایش‌نامه
زمستان در آتش (خوانشی از داستان سودابه و سیاوش) نمایش‌نامه
کارما
کارما حافظ. چرا گریه می‌کنی؟ آرسا. من گریه نمی‌کنم. حافظ. پس اینا چیه؟ اشک نیست؟ آرسا. شاید بارونه، نمی‌دونم از کجا اومده.
و اعتراف‌ها و دروغ‌ها
و اعتراف‌ها و دروغ‌ها من همیشه توی همه این سی ‌و چند سال دلهره داشتم و مضطرب بودم همش قرص ضد اضطراب می‌خوردم، همیشه فکر می‌کردم زندگی من یه خوابه که یه جایی باید بیدار شم و واقعیت رو ببینم، فکر می‌کردم همه این خوشبختی خوابه، همیشه در اوج خوشی می‌ترسیدم. فکر می‌کردم اینا همه دروغه فکر کردم همه این خوشی و خوشحالی دروغه، ...
کافکا (با نگاهی به زندگی و آثار فرانتس کافکا به ویژه رمان مسخ‌اش) نمایش‌نامه
کافکا (با نگاهی به زندگی و آثار فرانتس کافکا به ویژه رمان مسخ‌اش) نمایش‌نامه این نمایش‌نامه اقتباس از زندگی و آثار فرانتس کافکا با تاکید روی رمان مسخ‌اش می‌باشد. فرانتس کافکا: خاطرات خوش اگر با غم عجین باشد طعم بهتری دارد، من در واقع غمگین نیستم بل جویای لذتم. ادبیات بستر مناسبی برای اندوه‌بازی است. ماکس برود: من تو را می‌شناسم فرانتس. بیش از زندگی به نابودی و ویرانی خودت علاقه‌مندی. فرانتس کافکا: آدم سرازیری‌ها ...
ایستادن روبه‌روی عقربه‌های کج
ایستادن روبه‌روی عقربه‌های کج نمی‌دانم چرا هر وقت سرم را می‌گیرم زیر دوش آب یاد پدر می‌افتم که شیر آب داغ را باز می‌کرد و به زور نگه‌ام می‌داشت زیر دوش آب داغ حمام عمومی، گردنم را محکم می‌گرفت و اجازه نمی‌داد تکان بخورم، نگه‌ام می‌داشت زیر ریزش آب داغ، می‌سوختم، و جرات نداشتم حرفی بزنم، تا چند روز تمام تنم می‌سوخت، هر ...
مشاهده تمام رمان های مهدی میرباقری
مجموعه‌ها