مجموعه داستان خارجی

مجموعه داستان بید کور زن خفته 1

(blind willow sleeping woman)

بید کور از بیرون خیلی کوچک است، اما ریشه‌هایی عمیق دارد. رشد ظاهری آن بعد از مدتی متوقف می‌شود، اما ریشه‌ها زیر زمین بزرگ می‌شوند و تا ژرفایی بی‌انتها ادامه می‌یابند. انگار به جای نور تاریکی باعث رشدشان می‌شود. و سرانجام در یک شب توفانی زمین دهان باز می‌کند و آن دریای تاریکی جاری می‌شود. ساحل پر از چیزهایی است که امواج با خود آورده‌اند: خرچنگ‌ها، شب‌پره، اسفرود، آینه و چاقوی شکار و سنگی که حرکت می‌کند... مرد هفتم در ساحل ایستاده و فقط تماشا می‌کند. امواج می‌آورند و امواج می‌برند: کودکی را به نور، دیگری را به توفان‌های خلیج هانالی. دختر جشن تولد شمع را خاموش می‌کند، معدن فرو می‌ریزد. تونی تاکیتانی و مرد یخی در خاطرات کوه یخ گم می‌شوند، یک عمه بینوا به جایی می‌رود که ممکن است آن‌جا پیدایش کند، زیرا میمون شیناگاوا اسم آدم‌ها را می‌دزدد... شاید آن‌جا سال اسپاگتی باشد، شاید هم سال ظهور و سقوط کیک‌های شارپی به وقت کاپیتالیسم معاصر...

9786008173250
۱۳۹۶
۲۵۲ صفحه
۳۳۱ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
هاروکی موراکامی
صفحه نویسنده هاروکی موراکامی
۷۶ رمان موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته خودش در آوریل سال ۱۹۷۴ در هنگام تماشای یک مسابقه بیسبال، ایده اولین کتاب‌اش به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در همان سال یک بار جاز در کوکوبونجی توکیو گشود. در سال ۱۹۷۹ اولین رمانش به آواز باد گوش بسپار منتشر شد و در همان سال جایزه ...
دیگر رمان‌های هاروکی موراکامی
مترو
مترو در یک روز آفتابی بهاری، دوشنبه، 20 مارس 1995، پنج عضو فرقه‌ اوم شینریکیو با سارین، گازی سمی و بیست‌ و‌ شش‌بار مرگبارتر از سیانور، به متروی توکیو حمله کردند. این یک حمله‌ تروریستی هولناک به یک سیستم رفت و آمد عمومی بود و قربانیان بیشماری داشت. هاروکی موراکامی، مهمترین رمان‌نویس معاصر ژاپن، برای درک دلایل و ابعاد فاجعه با قربانیان ...
سال اسپاگتی
سال اسپاگتی 1971، سال اسپاگتی بود. در آن سال اسپاگتی می‌پختم تا زندگی کنم و زندگی می‌کردم تا اسپاگتی بپزم. بخار مواجی که از قابلمه آلومینیومی بلند می‌شد و صدای قل‌قل کردن سس گوجه ‌فرنگی که در حال جوش آمدن بود، به من حس خوبی می‌داد و سر حالم می‌کرد. از سوپرمارکتی که مخصوص غذاهای وارداتی بود، قابلمه‌ای آن‌چنان بزرگ خریدم که یک ...
جنوب مرز غرب خورشید
جنوب مرز غرب خورشید همه همین‌طور پشت‌سر هم ناپدید می‌شوند. بعضی چیزها یک‌باره محو می شود، انگار ناگهان آنها را برچیده‌اند. بعضی دیگر به آهستگی در مه کم‌رنگ‌تر و کم‌رنگ‌تر می‌شود... و تنها چیزی که باقی می‌ماند کویر است. وقتی از بار بیرون آمدم چیزی به طلوع خورشید نمانده بود و بارانی ملایم بر خیابان اصلی آئویاما می‌بارید. بیش از حد خسته بودم. قطرات باران ...
به آواز باد گوش بسپار
به آواز باد گوش بسپار بیشتر مردم ـ بیشتر ماهایی که بخشی از فرهنگ ژاپنی هستیم - مدرسه را تمام می‌کنند، بعد کار پیدا می‌کنند و پس از مدتی ازدواج می‌کنند. حتی من هم در آغاز قصد داشتم از همین الگو پیروی کنم، یا دست کم خیال می‌کردم اوضاع این‌گونه رقم می‌خورد؛ اما ابتدا ازدواج کردم، بعد کار کردن را شروع کردم و (به طریقی) ...
جایی که شاید پیدایش کنم
جایی که شاید پیدایش کنم داستان جایی که شاید پیدایش کنم روایت زنی‌ست که با مراجعه به یک کارآگاه خصوصی خبر از ناپدید شدن همسرش می‌دهد و این اتفاق مانند دیگر داستان‌های موراکامی موقعیتی‌ست تا او از جزئیات روزمره زندگی به لایه‌های زیرین زندگی انسان نقب بزند.
مشاهده تمام رمان های هاروکی موراکامی
مجموعه‌ها