نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

مرگ در می‌زند (تجربه‌های کوتاه 1) نمایش‌نامه

(Death knocks)

نمایش در اتاق خواب خانه دوطبقه نات اکرمن رخ می‌دهد که جائی در کیوگاردنز واقع است. کف اتاق کیپ تا کیپ با قالی فرش شده است. یک تختخواب دو نفره بزرگ و یک میز توالت بزرگ. اتاق اسباب و اثاثه و پرده مفصل دارد، و روی دیوارها چند تابلوی نقاشی و یک دماسنج زشت آویزان است. به هنگام بالا رفتن پرده، موسیقی ملایمی به گوش می‌رسد...

چشمه
9786002295811
۱۳۹۶
۲۰ صفحه
۳۰۴ مشاهده
۰ نقل قول
وودی آلن ۲۲ رمان Woody Allen (born Allen Stewart Königsberg) is a three-time Academy Award-winning American film director, writer, actor, jazz musician, comedian and playwright. His large body of work and cerebral film style, mixing satire, wit and humor, have made him one of the most respected and prolific filmmakers in the modern era. Allen writes and directs his movies and has also acted in the majority of them. For inspiration, Allen draws heavily on literature, philosophy, psychology, Judaism, European cinema and New York ...
دیگر رمان‌های وودی آلن
مرگ در می‌زند
مرگ در می‌زند مرگ یه تصویر نمادین از نبودنه و همون‌طور که خودتون می‌دونین چیزی که نباشه نمی‌تونه وجود داشته باشه...بنابراین این مرگ وجود نداره و فقط یه توهمه”
پرسش
پرسش نوشته حاضر نمایش‌نامه‌ای تک‌پرده‌ای بر اساس یکی از رویدادهای زندگی آبراهام لینکلن. رویداد مورد نظر ممکن است واقعیت داشته یا نداشته باشد. مهم این است که وقتی که نوشتمش خسته شدم.
ریورساید درایو
ریورساید درایو ریورساید درایو یکی از 3 نمایش‌نامه تک‌پرده‌ای وودی آلن است که در سال 2003 منتشر شد. ماجرای هر 3 نمایش‌نامه در نیویورک می‌گذرد و عنوان هر کدام از نمایش‌نامه‌ها، از نام خیابان مشهوری در منهتن نیویورک گرفته شده: ریورساید درایو، الد سی بروک، سنترال پارک وست.
کنت دراکولا
کنت دراکولا جایی در ترانسیلوانیا، دراکولای خون‌آشام در تابوتش دراز کشیده و منتظر فرا رسیدن شب است. از آن‌جا که قرار گرفتن در معرض انوار آفتاب به متلاشی شدنش می‌‌انجامد، در اتاقکی با آستر ساتن که نام خانوادگی‌اش بر آن نقره‌کوب شده پناه می‌گیرد. لحظه تاریکی که درمی‌رسد، موجود خبیث به یاری غریزه‌ی جادویی‌اش از مأمن خویش بیرون می‌آید، و در قالب ...
هرج و مرج محض
هرج و مرج محض سیمینوف گفت: «نمی‌خوام اسم ببرم، اما سال‌ها قبل یه سرمایه‌گذار بانکی بود که نتونست بچه‌اش را بفرسته یه مهدکودک درست و حسابی. می‌گن بچه‌اش رسوایی به بار آورده و نتونسته نقاشی انگشتی بکشه. بگذریم، پسره که مدرسه مورد نظر پدر و مادرش راهش ندادن، مجبور می‌شه... نمی‌دونم چه جوری بگم...» «مجبور می‌شه که چی؟ بگو! من طاقتش رو دارم!» «بزار این جوری برات ...
مشاهده تمام رمان های وودی آلن
مجموعه‌ها