۲۳ رمان
تنسی ویلیامز نویسنده مشهور آمریکایی و یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان معاصر در ادبیات آمریکا محسوب میشود.
از آثار مشهور وی میتوان به نمایشنامههایی همچون اتوبوسی به نام هوس، گربه روی شیروانی داغ، باغ وحش شیشهای، شب ایگوانا و خالکوبی رز اشاره کرد. نمایشنامه «گربه روی شیروانی داغ» در سال ۱۹۵۵ برنده جایزه پولیتزر شد.
ناگهان تابستان گذشته
وقتی مادر و برادر جوانتر کاترین از باغ وارد میشوند، خواهر با خونسردی روی صندلیاش می نشیند. مادرش، خانم هالی، یک بانوی احمق جنوبی است که به توصیف بیشتری نیاز ندارد. برادرش، جرج، بسیار خوشقیافه است. زیباترین مرد خانواده، بلند قد و برازنده. با هم وارد میشوند.
هر 20 دقیقه
صحنه: گوشه یک آپارتمان باب روز شهری با رادیو، صندلی، مبل، و گنجه نوشیدنیها با چراغ پایهدار. مرد و زنی تقریبا چهل ساله تازه از مهمانی آخر شب به خانه برگشتهاند. مرد دارد نگاهی به روزنامه میاندازد و نوشیدنی ترکیبیاش را مینوشد. زن دارد سیگار میکشد.
زن: میگن هر بیس دقیقه یکی تو امریکا خودشو میکشه.
مرد: کی میگه؟
زن: ...
باغوحش شیشهای
این فکر به مغز اون هجوم آورد که مرد جوونی رو برای لورا دست و پا کنه. قیافه خیالی این جوون، مثل شبح یک هیولای مبهم تو آپارتمان سایه انداخت. به ندرت شبی میگذشت که از این موجود، از این روح، از این امید خانواده ما صحبتی به میون نیاد. اگر هم صحبتی از اون نمیشد، فکرش توی چهره پریشان ...
تابستان و دود
هرگز مگو عشق مال توست
عشق که هرگز نگفت میتواند باشد
از آن باد آرامی که میگذرد
در سکوت نادیدنی
به عشقم گفتم، به عشقم گفتم
تمام قلبم را به او گفتم.
لرزان، سرد، در هراسی مخوف
عشق من رخت بربست و رفت
او پیش از من نرفته بود
تا غریبه از کنارش بگذرد
در سکوت و نادیدنی
و به چنگش آورد با یک آه.
شام نامطبوع اطلسیهای لگدمال شده پسر مونی گریه نمیکند اتاق تاریک (4 نمایشنامه)
دوروتی: به نظر خیلی دوره. مسکونی نیست.
مرد جوان: مسکونی نیست ولی دور هم نیست.
دوروتی: با چی میتونم بیام؟ منظورم وسیله نقلیهس؟
مرد جوان: دوچرخه برادرزادهتون رو قرض بگیرید.
دوروتی: امشب جلسه پیشاهنگیه. دوچرخهش رو لازم داره.
مرد جوان: پس پیاده بیاید. نمیمیرید که!
دوروتی: از کجا میدونی؟ شاید بمیرم. من اهل بوستونم.
مرد جوان: خانم عزیز، بوستون 1 ...