رمان خارجی

بهادر (داستان‌های کوتاه جهان 4)

(-)

خیلی از کسانی که به خانه خانم و آقای دوبر می‌آمدند،درباره آن عروسک تزئینی اظهارنظر می‌کردند. یکی از برادرشوهرهای جینا به شدت از این اسباب‌بازی ماشینی می‌ترسید. او می‌گفت که عروسک جن‌‌زده است و سعی می‌کرد تا جای ممکن از آن دور بماند. جینا حالا داشت علت ترس او را متوجه می‌شد.

9786001218828
۱۳۹۵
۱۸۱ صفحه
۱۴۳ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
دیگر رمان‌های جمعی ار نویسندگان
تمام شب در کنار هم و داستان‌های دیگر از نویسندگان یونانی
تمام شب در کنار هم و داستان‌های دیگر از نویسندگان یونانی نیکوس کازانتزاکیس نقل می‌کند که پدربزرگش هر شب فانوس به دست به میدان روستایش می‌رفته و اگر بیگانه‌ای می‌یافته او را به خانه‌اش می‌برده، می‌خورانده و می‌نوشانده، سپس چپق به دست می‌نشسته و به بیگانه می‌گفته نقل کن. برای او راست و دروغ بودن نقل‌های مهمان بیگانه اهمیت نداشته، فقط می‌خواسته که برایش نقل کنند... در دیار که اسطوره‌هایش سراسر ...
زن بی‌ارزش
زن بی‌ارزش هنری بلند شده بود، مثل تارزان روی سینه‌اش کوبیده بود، فریاد کشیده بود، و بعد در رودخانه شیرجه زده بود. فاصله‌ای که تا رسیدن به سطح آب طی کرده بود، فاصله بین مرگ و زندگی بود.
برای غرورمان بگرییم و 14 داستان از دیگر نویسندگان خارجی
برای غرورمان بگرییم و 14 داستان از دیگر نویسندگان خارجی هوا سرد بود، سه شب نخوابیده بودم. خسته بودم، داشتم از کوره در می‌رفتم. فریاد زدم: «لات و بی‌سروپا یک جایی مرا ببر، هر گوری شده که بشود کپه گذاشت.» رئیس حوزه نمایندگی در حالی که سرش را می‌خوارند، می‌گفت: «یک جای دیگری هم هست، فقط شما از آن‌جا خوشتان نمی‌آید، قربان یک جای عجیب غریبی است!»
آوار سرنوشت
آوار سرنوشت ممکن است رنگ و بوی غلیظ تقدیر و سرنوشت حاکم بر داستان‌های برگزیده پن ا هنری 2011 مخاطب را میخکوب کند، اما هر یک از این داستان‌ها از رمان و مکان اولیه خود در می‌گذرند و برای خواننده امروزه جذابیت دارند. این خبر بسیار خوبی است، چرا که همین داستان‌های برگزیده نشان می‌دهند با پایان عصر داستان کوتاه فاصله بسیار ...
نوری که محو شد (مجموعه افسون‌نامه 1)
نوری که محو شد (مجموعه افسون‌نامه 1) یکی از ما کم شده. احساسش نمی‌کنم. راستش نمی‌دانم کجای این شبکه عصبی درهم پیچیده بود، اما به خوبی می‌دانم که از این مجموعه بزرگ، یکی کم شده. دیگر نیست. هیچ‌جا نیست. توجهم را به اطراف بیشتر می‌کنم: حجمی بی‌رنگ که البته به دلیل بی‌انتها بودن و نبودن منبع نوری دیگری جز ما، کاملا سیاه به نظر می‌رسد و ما ...
مشاهده تمام رمان های جمعی ار نویسندگان
مجموعه‌ها