رمان ایرانی

مومیایی

«خدایگان کشته شد.» واقعه، چون تندری در آسمان شبانه ترکید، خبر بر بال‌های باد، آفاق را در نور دید. مرگ خدایگان همچون زندگیش، از دژ شاهی به‌سان طلسمی باطل شده، به هوا برخاست، از فراز باغ‌ها، کوشک‌ها، میدان‌ها، سراها، بازارها، شهرها و ایالات گذشت؛ از فراز کشورها و قاره‌ها عبور کرد و در سراسر گیرنده‌های جهان ارتباطات، طنین افکند. واقعه یورش می‌آورد، از حصارها، دیوارها، دژها و کنگره‌ها عبور می‌کند، درها را به هم می‌زند پنجره‌ها را می‌گشاید، خشت و سنگ و چوب را می‌ترکاند، حجم‌های مقاوم را در هم می‌شکند، به فضاهای درونی نفوذ می‌کند، به ژرفای خستگی و خواب‌ و ناآگاهی و بی‌اعتنایی چنگ می‌اندازد. اینک باد فرمانروا در اقصای این جهان غبارآگین، خبر را به هر جا فرو می‌بارد...

نگاه
9789643516123
۱۳۹۷
۳۰۴ صفحه
۱۸۲ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده جواد مجابی
۲۵ رمان Javad Mojabi
دیگر رمان‌های جواد مجابی
قصه روشن
قصه روشن مشکل این بود که چگونه از نقش این هیولای گندان خلاص شویم، هیولائی که زندگیش مرگ آفرین بود و مرگش نیز زندگی را به آلایشی عفونت بار تهدید می‌کرد. چاره این بود که گیاه را به همانجا که از آن برآمده بود باز پس فرستیم به اعماق مرداب‌ها، به خلاء بدویت، به عدم ماورای خویش. از همان روز که ...
روایت عور
روایت عور
روز جشن کلمات (شعر معاصر)
روز جشن کلمات (شعر معاصر) بی‌فایدست با تو سخن گفتن. از درختی که ندیده‌ایم من و تو. رویان از الفبا و اعداد. خیال، نمی‌شود برای کسی آب و نان.
شعر 26
شعر 26 پیش از آن که رفته باشم از دست. بگذار دست‌هایت را دست خود بدانم. دشت‌ها و جنگل و کوه و دریایت را. تن من کن. پیش از آن که مرگ در ربایدم سرد. در ایوانم پدیدار شو.
یادداشت‌های آدم پرمدعا
یادداشت‌های آدم پرمدعا خطری که آدم پرمدعا را تهدید می‌کند این است که اگر حجم «ادعا» را از او کم کنیم جز طرحی از پوست چروکیده باقی نخواهد ماند.
مشاهده تمام رمان های جواد مجابی
مجموعه‌ها