رمان ایرانی

شهربندان

رمان شهربندان (محاصره و زندان) بازگوی سرنوشت مردمی است که به اجبار نیروهای اشغالگر، از هویت و مدنیت خود دور شده‌اند. کتاب، به هنگام اشغال افغانستان در اوایل دهه شصت نوشته شده است، اما شهربندان می‌تواند در هر جای جهان اتفاق افتاده باشد. وضعیت محاصره‌شدگان همیشگی نیست؛ از گوشه و کنار، نشانه‌های آزادی و مقاومت ظاهر می‌شود، رمان به روند این گشایش و رهایی می‌پردازد.

افراز
9789642432813
۱۳۹۲
۲۰۰ صفحه
۴۰۶ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده جواد مجابی
۲۵ رمان Javad Mojabi
دیگر رمان‌های جواد مجابی
آقای ذوزنقه
آقای ذوزنقه حسن در پایتخت زندگی می‌کند؛ اول پای دیوار می‌خوابید؛ بعد روی چرخ ‌دستی می‌خوابید؛ بعد توی دکان؛ بعد ازدواج کرد و در اتاق خوابید؛ اما تا فرصت پیدا می‌کند جایش را در هوای آزاد می‌اندازد. وقتی حسن قصه زندگیش را می‌گوید، بچه‌ها می‌گویند ما هم می‌خواهیم پای دیوار بخوابیم. مادرشان نان و چای آن‌ها را می‌دهد و می‌خواباندشان. زن عصبانی ...
در این هوا
در این هوا در این هوا یک رمان و داستان کارگردان و گروه بازیگرانی است که گردهم آمده‌اند تا نقش دیگری را ایفا کنند، و پس از آن باز خود باشند و همه چیز را در چنگ خود داشته باشند، غافل از اینکه بازی‌خوردة بازی خویش‌اند و دانسته و ندانسته به بازی واداشته شده‌اند. این کتاب زندگی و بازی‌های ناگزیرش را تصویر ...
در این تیمارخانه
در این تیمارخانه نویسنده در این رمان از شیوه کلاژ یا تکه‌چسبانی بهره برده‌ است. به این معنا که در متن روایت رمان، که نویسنده به انفجار خانواده سنتی در دنیای مدرن می پردازد، تکه‌هایی از متن‌های معتبر تاریخی، عرفانی و ادبی ایران جابه‌جا نقل شده است. درواقع هر جا که متناسب بوده که مطلبی از دیدگاه تاریخی مطرح شود عین آن واقعه ...
روایت عور
روایت عور
گفتن در عین نگفتن
گفتن در عین نگفتن گاهی نیم‌شب، به رسم دیرین، می‌روم توی باغ. سن و سال قدم زدن در تاریکی برام خطرناک است، اما این تاریکی از ظلمتی رعب‌انگیز که بر رویای هر شبه‌ام فرو می‌افتد سیاه‌تر نیست. راه می‌روم و جایی در راه حس می‌کنم مادرم دنبالم می‌آید، نگران. صدای پایی نمی‌شنوم، اما دلم می‌گوید پی‌جوی من و مواظب من است. هیچ قت برنگشته‌ام تا ...
مشاهده تمام رمان های جواد مجابی
مجموعه‌ها