اسم من لئونارد کلمنته و کشیش روستای کوچکی به اسم سنت مری مید هستم.
این کلنل پروثرو چه پیرمرد عقبموندهایه!
واقعا! هیچکس ازش خوشش نمیاد!
دنیس، گریزلدا، این چه طرز حرف زدنه؟!
ببخشید عمو جان!
...
۱۱۳ رمان
بانو آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی داستانهای جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار ماری وستماکوت (به انگلیسی: Mary Westmacott) داستانهای عاشقانه و رومانتیک نیز نوشتهاست، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستانهای آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را بهعنوان یکی از مهمترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و ...
قتل با کتاب جادو
در جزیره قاچاقچیان هتلی وجود دارد. خانم صاحب هتل سعی میکند هتلش را خوشنام نگه دارد، ولی به طور ناخواسته درگیر ماجرایی میشود، هتل او مرکزی برای گذران تعطیلات تابستانی است ولی زمانی که داستان شروع میشود، رنگ و روی دیگری به خود میگیرد، انگیزه قاچاق، سوداگران را به آن جزیره میکشاند و آسایش مسافران را به ناآرامی تبدیل ...
دختر سوم
خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازهترین نویسنده داستانهای پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستانهای او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذلهگوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.
ماجرای اسرار آمیز در استایلز
علاقه شدید مردم به موضوعی که زمانی «پرونده استایلز» نامیده میشد اکنون تا حدی فرو نشسته است. اما از آنجا که این موضوع زمانی زبانزد خاص و عام بود، دوست من پوآرو و خانوادهای که خودشان درگیر این ماجرا بودند از من خواستند که گزارش کاملی از این پرونده تهیه کنم. ما اطمینان داریم که انتشار این گزارش شایعات ناراحت ...
چمن خونین
کاپیتان هیستینگز یار و همکار پوارو که در لندن با هم به سر میبرند و در این داستان طی ماموریت خود با همسر آیندهاش هم آشنا شده در یک ازدواج ماه عسلی سر از آفریقای جنوبی در میآورد. در این ماجرا کاپیتان هیستینگز بر خلاف پوارو بسیار خونسرد. پر حرارت است.
و باز هم کاپیتان هیستینگز در این داستان بر خلاف ...
ورقها روی میز بر اساس داستانی از آگاتا کریستی
تابستان سال 1935، بعداظهر قبل از شام، سالن پذیرایی منزل آقای شایتانا در لندن. اتاقی مجلل با وسایل و مبلمان اشرافی. یک در، وسط و انتهای صحنه است و به اتاق خواب راه دارد. پنجرههای قدی و بزرگ به سمت راست صحنه قرار دارند. در مقابل این پنجرهها یک میز بازی بریج وجود دارد و در سمت مقابل شومینه بزرگی ...