نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

تراژدی کوریولانوس

(William shakespear`s Coriolanus)

بانوان، بر زمین بیفتید، مگر کوریولانوس را با زانوانمان شرمسار کنیم؛ لقبش بیشتر درخور نخوت و استیلاست تا رافت و مدارا. بیایید بر خاک بیفتیم که گفتنی‌ها همه گفته شد.

مهران صفوی
9786002533432
۳۲۸ صفحه
۱۴۸ مشاهده
۰ نقل قول
ویلیام شکسپیر
صفحه نویسنده ویلیام شکسپیر
۵۴ رمان William Shakespeare (baptised 26 April 1564) was an English poet and playwright, widely regarded as the greatest writer in the English language and the world's pre-eminent dramatist. He is often called England's national poet and the "Bard of Avon" (or simply "The Bard"). His surviving works consist of 38 plays, 154 sonnets, two long narrative poems, and several other poems. His plays have been translated into every major living language, and are performed more often than those of any other ...
دیگر رمان‌های ویلیام شکسپیر
مجلس تماشاخانه (به تربیت آوردن دختر تندخوی)
مجلس تماشاخانه (به تربیت آوردن دختر تندخوی) باپ تیستا: لوسانتیو، میل دارم که این کار در منزل من نشود. می‌دانی که دیوار گوش دارد. من نوکر زیاد دارم. به علاوه گرمیو پیر همیشه مواظب احوال است و ممکن است بدائی در این میانه واقع شود. ترانیو: خداوندگارا، پس در منزل من، اگر مرخص کنید، این امر واقع شود پدرم هم در آنجا منزل دارد، در آنجا است،‌ این ...
هملت
هملت در این کتاب افزون بر ترجمه متن نمایش، گفتارهای زیر را نیز می‌خوانید. اهمیت هملت در این روزگار. هملت و دوران الیزابت. تراژدی انتقام. منابع این نمایش. زبان این نمایش. تحلیل شخصیت‌های نمایش. چند نقد ادبی از هملت، نوشته اندرو سسیل بردلی، ارنست جونز، تی اس الیوت و ویلسن نای
هملت
هملت حدود 500 سال پیش، پدر هملت، پادشاه دانمارک توسط برادرش به قتل رسید، سپس کلادیوس با مادر هملت ازدواج کرد. همان‌طور که در نمایش گفته شده روح پدر هملت ظاهر می‌شود و به پسرش می‌گوید چه کسی او را کشته است و از هملت می‌خواهد که انتقام بگیرد. هملت سعی می‌کند خودش را راضی به کشتن کلادیوس کند. این معروف ...
طوفان
طوفان لیکن مرا رها کنید از بند، به هلهله دست‌هایتان. دم جلیل شما می‌بایست تا بیاکند شراع‌هایم را. پس چونان که قلم عفو کشیدند بر گناهان شما، بگذارید تا د یده خطاپوش شما به آزادی‌ام بیانجامد.
داستان شورانگیز بازرگان وندیکی
داستان شورانگیز بازرگان وندیکی آنتونیو: او را به خودش واگذار، بیش از این به التماس‌های بیهوده پی او نمی‌روم. او با جان من کار دارد، جهت آن را خوب می‌دانم. بارها کسانی را که او دنبال کرده بود و به فغان نزد من آمده‌اند خلاص کرده‌ام ، بنابراین کینه مرا در دل گرفته. سالانیو: یقین دارم دوک اخذ این جریمه را روا نخواهد دانست.
مشاهده تمام رمان های ویلیام شکسپیر
مجموعه‌ها