۴۲ رمان
آثار کافکا ـ که با وجود وصیت او مبنی بر نابود کردن همهٔ آنها، اکثراً پس از مرگش منتشر شدند ـ در زمرهٔ تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به شمار میآیند.
مشهورترین آثار کافکا داستان کوتاه مسخ (Die Verwandlung) و رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر (Das Schloß) هستند. به فضاهای داستانی که موقعیتهای پیش پا افتاده را به شکلی نامعقول و فراواقعگرایانه توصیف میکنند ـ فضاهایی که در داستانهای کافکا زیاد پیش میآیند ـ کافکایی میگویند.
کافکا در یک خانوادهٔ آلمانیزبان ...
مسخ
یک روز صبح، همین که گره گوار سامسا از خواب آشفتهای پرید، در رختخواب خود به حشرهای تمام عیار عجیبی تبدل شده بود. به پشت خوابیده و تنش مانند زره سخت شده بود. سرش را که بلند کرد، ملتفت شد که شکم قهوهای مانند دارد که رویش را رگههایی به شکل کمان تقسیمبندی کرده است...
یادداشتها
همه ویژگیهای شخصیت جذاب و وقایع زندگی پر شور و سودای کافکا در این کتاب بازتاب یافته است. در این یادداشتها که بخش اصلی زندگیاش، از 1910 تا 1923 را در بر میگیرد، بسیاری از اندیشههای ادبی، قطعات کوتاه نمایشی، رویاها و کابوسها، آغاز یا بخشهایی از داستانها و رمانهایش را آورده و حوادث کوچک و بزرگ زندگیاش را، گاه ...
محاکمه (با نقد و تفسیر محاکمه قصر گمشده)
«حتما کسی به ژوزف کا. تهمتزده بود، زیرا بیآن که خطایی از او سر زده باشد، یک روز صبح بازداشت شد.» رمان «محاکمه» با جمله فوق آغاز میشود. متهم، ژوزفکا.، در حین جستجوی قاضی پرونده خود، به این موضوع پی میبرد که همه جا «دادگاه» است و راه گریزی نیز وجود ندارد.
محاکمه
یوزف ک، کارمند فروتن بانک، یک روز بامداد پی میبرد که بدون ارتکاب گناهی مشخص، متهم شده است. به گمانش، اثبات بیگناهیش ساده است، ولی بزودی خود را در دندهها و چرخهای ماشین تو در توی محاکمهای گرفتار مییابد که راهبرندهاش عدالتی رنجناک است و نمایندگانش کارمندانی دونپایه و مستقر در دفترهایی پلیدند. یوزف ک. که از این دیوستان و ...
در اردوگاه محکومین (داستانهای کوتاه به همراه نقد و تفسیر) مجموعه داستان
نویسندگان کمی هستند که برای نخستین بار سبک و فکر و موضوع تازهای را مطرح میکنند، به خصوص معنی جدیدی برای زندگی میآورند که پیش از آنها وجود نداشته است. کافکا یکی از هنرمندترین نویسندگان این دسته به شمار میآید. خوانندهای که با دنیای کافکا سرو کار پیدا میکند، در حالی که خیره شده، به سویش کشیده میشود همین که ...