تا پنج ماه بعد از بازگشت به توکیو، در یک قدمی مرگ زندگی کرد. لبه ی پرتگاهی تاریک، جای کوچکی برای زندگی درست کرده بود-خودش بود و خودش. در نقطه ای خطرناک، آن لب لب تلوتلو می‌خورد؛ اگر در خواب غلت می‌زد، ممکن بود ته این پرتگاه سقوط کند. با این حال وحشت نداشت. فقط به این فکر می‌کرد که سقوط در این پرتگاه چقدر ساده است.
۳ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
Novler
‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۲۲
Ali
‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۲
Great20
‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۲۷