تصویر یوهان ولفگانگ فون گوته

نقل‌قول‌های نویسنده

نقل‌قول‌های یوهان ولفگانگ فون گوته

۵ نقل‌قول

نقل‌قول‌ها

چقدر خوشحالم که گذاشته‌ام و رفته‌ام! دوست عزیز، راستی که قلب آدمی چیست! من حتی تویی را که دوست دارم و دلبسته‌اش هستم، می‌گذارم و می‌روم و خوشحالم!

یک روز در حین خداحافظی ، دست خود را پیش آورد و ب من گفت: بدرود ورترِ عزیز! ورترِ عزیز! این نخستین بار بود ک از کلمه ی عزیز برای من استفاده می‌کرد و شادی ک از شنیدن این سخن در وجودم احساس کردم تا مغز استخوانم نیز نفوذ یافت! آن را صد بار با خود تکرار کردم و در هنگام شب ، آن هنگام ک قصد رفتن ب بستر را داشتم و در حالی ک راجع ب انواع چیزها با خود سخن می‌گفتم ، ناگهان با خود گفتم شب خوش ورترِ عزیز! و نتوانستم از کار خود ب خنده نیفتم.

نظاره کردن ب او ، چه لذتی برای روحم در بردارد! آن هم در میان دایره خواهران و برادرانش!

ما برای چیزهایی که به سرمان نخواهد آمد بر خود می‌لرزیم و پیوسته بر همه چیزهایی که از دست نداده‌ایم اشک می‌ریزیم.

تنها عشق است که در جهان وجود آدمی را ضروری می‌کند.