رمان های سایت

# عنوان نویسنده مترجم ناشر
< 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 >
نی‌نی آدم و نی‌نی موشی نی‌نی آدم و نی‌نی موشی
نی‌نی موشی همسایه نی‌نی آدم بود. آن‌ها با هم حرف می‌زدند و می‌خندیدند. نی‌نی موشی گفت: «من می‌پرم بالا، آسمان را می‌گیرم.» نی‌نی آدم ها ها ها خندید و گفت: «من به آسمان می‌گویم برو بالاتر، تا دست تو بهش نرسه.» نی‌نی موشی هه هه هه خندید و گفت...
لاله جعفری داستان جمعه
درساژ اندوه درساژ اندوه
دوتایی با بابا برام قلاب گرفتید که از آن دیوار لعنتی افتخار بروم بالا و حالا با مخ از نوکش پرتم کنید پایین؟ که دستم و همه وجودم بوی تعفن بگیرد و با هیچ ترنج بویا و عطر و عنبری بویش نرود؟ چهارمین رمان مهدیه مطهر نگاهی متفاوت به بازماندگان جنگ دارد و اشاره نویسنده به بخش‌هایی از شاهنامه که با سرنوشت شخصیت‌های داستانش گره خورده، فضای تازه‌ا را خلق کرده است.
مهدیه مطهر افق
توبه گرگ توبه گرگ
شتاب‌زده خود را به کنار ساحل رساند. عصبی و هراسان به ‌سوی دریا رفت، موج‌های خروشان با شتاب مچ پاهایش را در بر گرفتند، دست‌هایش لرزش خفیف داشتند اما مگر در برابر لرز از دست دادن لیلی‌اش، مهم بود؟ دریای بیکران وسعتش به بزرگی قلب لیلی‌اش بود. آخ لیلی لیلی جانش کجا بود؟ تپش‌های قلبش دوتا یکی می‌زد... فقط خدا می‌توانست رحمی به دل عاشقش کند. چنگی به موهایش زد نعره‌ لیلی لیلی گفتن‌هایش، گوش فلک را هم کر می‌کرد. چه برسد به مردهایی که کنارش ایستاده و چند نفر به دل دریا هجوم برده بودند. آب از سر و صورتش چکه کرد. با دیدن قایق واژگون، رعشه‌ای بی‌امان به جانش افتاد. ای کاش لیلی تنها به دل دریا نمی‌رفت. ای کاش نمی‌گذاشتند او به کنار ساحل برود. امیدش را از دست نداد این‌بار نعره بلندتری کشید: - لیلی... لیلی... چند قطره اشک از گوشه‌ چشمش چکید. اشک‌هایش درد داشت. به خدا که درد داشت؛ مگر می‌توانست از این ثانیه به بعد نفس بکشد؟ به ولله که حرام است حرام! باید لیلی‌اش را از موج‌های دریا پس می‌گرفت. بدون لیلی نمی‌توانست حتی نفس بکشد. سرش را رو به آسمان بلند کرد و از ته دل فریاد کشید: - خدا... خدا... خدایا کمکم کن...
پگاه مرادی نشر شقایق
راهنمای خل‌بازی‌های مکس و مالی (چگونه جلوی حمله وایکینگ‌ها را بگیریم) راهنمای خل‌بازی‌های مکس و مالی (چگونه جلوی حمله وایکینگ‌ها را بگیریم)
مکس و مالی در این بخش از راهنمای خل‌بازی‌هایشان به شما خواننده زبر و زرنگ نشان می‌دهند که: 1. چه‌طور رد وایکینگ‌ها را بزنید، حتی اگر لباس مبدل پوشیده باشند. 2. چه‌طور یک وایکینگ را تعقیب کنید، حتی اگر سوار موتورسیکلت باشد. 3. چه‌طور خیلی اتفاقی و تقریبا هم‌زمان با بقیه کارها جلوی حمله وایکینگ‌ها در زندگی واقعی را بگیرید.
دومینیک بارکر مسعود ملک‌یاری پرتقال
درآمدی بر معرفت‌شناسی و روانشناسی معاصر درآمدی بر معرفت‌شناسی و روانشناسی معاصر
در دهه اخیر در جامعه علمی ایران توجه به شاخه معرفت‌شناسی به‌طور کلی و معرفت‌شناسی اسلامی به طور خاص رو به افزایش بوده که یکی از نتایج آن تالیف کتاب‌های متعدد و بعضا غنی در این زمینه بوده است. ار آن‌جا که معرفت‌شناسی به نوعی با همه حوزه‌های مطالعاتی از جمله روان‌شناسی و علوم تربیتی در ارتباط است برخی از پژوهشگران به تبیین ارتباط بین این دو حوزه مبادرت کرده‌اند.
حسین اسکندری انتشارات رشد
کومبره (در جستجوی زمان از دست رفته 1) کمیک کومبره (در جستجوی زمان از دست رفته 1) کمیک
قول معروفی هست که می‌گوید: «رمان مفصل در جستجوی زمان از دست‌رفته را آدم‌های زیادی در کتابخانه‌هایشان دارند، اما فقط اندکی‌شان آن را خوانده‌اند.» این قول ناظر به تضاد درونی رمان سترگ مارسل پروست است: اهمیت آن در میان آثار ادبی قرن بیستم ــــ و تمام دوران‌هاــــ و لزوم خوانده شدنش، و در عین حال سخت‌خوانی‌اش؛ به ویژه برای انسان قرن بیست‌ویکمی. هرچه باشد، به این سادگی‌ها نمی‌شود از کنار این ــــ ‌به قول ژان کوکتوــــ «مینیاتور غول‌آسا» گذشت یا از روی آن پرید و نخوانده‌اش گذاشت. هنرمند فرانسوی، استفان اوئه، از همین رهگذر به اقتباس از رمان پروست پرداخته است؛ اقتباسی ستودنی، با شخصیت‌سازی‌های درخشان، بارقه‌های هنرمندانه، توجه امانتدارانه به ریزه‌کاری‌های پروست در توصیف و تصویرسازی و رعایت ویژگی‌های روایی و کیفیات سبکی او و ــــ‌مهم‌تر از همه‌ــــ بدون هیچ مداخله مخلی در اثر. به کمک استفان اوئه و اقتباس ارزشمندش، خواننده می‌تواند با آنچه ولادیمیر ناباکف «جزر و مد حافظه و امواج هیجانات» می‌نامد، همراه شود و به‌ خوبی دریابد که چرا آلن دو باتن معتقد است: «پروست می‌تواند زندگی آدم را دگرگون کند.»
مارسل پروست کاوه فولادی‌نسب ـ مریم کهن‌سال نودهی ثالث
خواهر کوچک من (دنیای ما) خواهر کوچک من (دنیای ما)
یک روز پدر و مادرم به من گفتند. که به زودی یک خواهر کوچک خواهم داشت...
آسترید دبورد مطهره حیدری پرتقال
گربه سرخ گربه سیاه گربه سرخ گربه سیاه
حیوان‌ها همواره در زندگی انسان نقش داشته‌اند چه در وجه معیشتی و چه روزگاری که دغدغه‌های زندگی مدرن او را از نوع خودش به عالم حیوانات سوق داد. در اخبار و فیلم‌ها و گزارش‌ها گاه از رفتارهای غریب عده‌ای که به حیوانات علاقه دارند می‌شنویم. جهان داستان هم فارغ از این ماجرا نیست. روزگاری که انسان خارج از عالم معیشت و تغذیه به حیواناتی مثل سگ روی آورد روزگار دوری نیست. نویسندگانی مثل جک لندن در داستان‌های خود از سگ یاد کرده‌اند و شاهکار جاویدان او سپیددندان در تاریخ ادبیات ماندگار شده است. البته به قول ریموند کارور این روزها دیگر از آن داستان‌ها نمی‌نویسند. نویسندگان در سراسر جهان با ذوقی که داشته‌اند، عالم حیوانات را بی‌بهره نگذاشته‌اند. نویسندگان بزرگ و نام‌آوران عرصه داستان در ادبیات مغرب زمین و مشرق زمین طبع خود را در این حوزه آزموده‌اند. کافی است به نام بزرگانی مثل یاسوناری کاواباتا، ریموند کارور، اورسولاهگی، جان استاین بک، گی دوموپاسان و کافکا اشاره کنم. حالا هم هر روز شاهد ورود نام‌های تازه به این عرصه هستیم. بی‌تردید طبقه‌بندی داستان‌هایی از این قبیل بیشتر ذوقی‌ست که دست کم در ترجمه به نظرم برای نخستین بار صورت می‌گیرد.
جمعی از نویسندگان اسدالله امرایی خانه فرهنگ و هنر گویا
با هم درستش می‌کنیم با هم درستش می‌کنیم
با پروفسور فرانک موشه آشنا شوید. با این که او خیلی باهوش و مبتکر است، خیلی هم خجالت می‌کشد. فرانک به یک دوست نیاز دارد، کسی که به او یاد بدهد دوستی واقعی یعنی در همه حال با هم بودن.
لوئیس ییتس رامتین فرزاد نشر زعفران
شب زمستان شب زمستان
از صدای های‌هوی درخت‌ها بیدار شد. پشت پنجره تاریکی عمیق‌تر شده بود و باد درخت‌ها را به هم می‌کوبید و شیشه پنجره را به صدا درمی‌آورد. ماشینی از زیر پنجره گذشت. دری به هم خورد. صدای گریه بچه همسایه بلند شد. صدای ماشین دور رفت. گریه بچه برید. دوباره های و هوی درخت‌ها بلند شد. آسمان برق زد. روشنی روی تابلو افتاد...
جمال میرصادقی شالان
من گاستون شیطون هستم من گاستون شیطون هستم
گاستون یک اسب شاخدار کوچولو است، مثل همه اسب‌های دیگر... یا تقریبا مثل همه اسب‌های دیگر! یال جادویی گاستون رنگین‌کمانی است و با هر احساسی رنگش عوض می‌شود. امروز حال گاستون خیلی خوب است! همه‌جا می‌پرد و شیطنت می‌کند. او تلاش می‌کند تا به هر طریقی که شده جلب توجه کند. به نظر شما گاستون چگونه یاد می‌گیرد از انرژی زیادش درست استفاده کند؟
اورلی شین شو شین ناهید درودیان راد پرتقال
زبان‌شناسی شناختی (دومین انقلاب معرفت‌شناختی در زبان‌شناسی) زبان‌شناسی شناختی (دومین انقلاب معرفت‌شناختی در زبان‌شناسی)
در دوران معاصر، در علوم شناختی و علوم وابسته به رابطه زبان و ذهن، دو انقلاب معرفت‌شناختی جدی اتفاق افتاده است. در منابع علوم ‌شناختی، از این دو تحول معرفت‌شناختی با عنوان‌های «انقلاب اول ‌شناختی» و «انقلاب دوم ‌شناختی» یاد شده است. جورج لیکاف و مارک جانسن این دو تحول معرفت‌شناختی را «علوم شناختی نسل اول» و «علوم شناختی نسل دوم» نامیده‌اند.
رضا نیلی‌پور هرمس
گلی روی داشبورد (2 داستان) گلی روی داشبورد (2 داستان)
این کتاب دربرگیرنده دو داستان است ناظر بر انسان، عشق، مبارزه و تاریخ معاصر. راوی این روایت‌ها نویسنده‌ای است دلداده تاریخ اجتماعی و از این رو از دل روایت‌هایش می‌توانید صدای مردم را بشنوید. این هر دو قصه تکه‌هایی از شادی و زیبایی و غم و ناکامی‌اند که مگرنه این که زندگی نیز چنین است، رنج و خوشی با هم...
نسیم خلیلی نشر خزه
اندوه ماهی اندوه ماهی
خاطرات می‌تواند باعث مرگ تدریجی آدم‌ها شود اگر رهایشان نکنی. من سخت تلاش کرده بودم خاطراتم را چه تاخ، چه شیرین فراموش کنم. خاطرات گذشته تلخ آدم‌ها مثل یک باتلاق چسبناک و سیاه است، نوک پایت را هم که کنارش بگذاری تا به خودت بجنبی تا خرخره درش فرو رفتی و ممکن است در میان‌شان خفه شوی...
تکین حمزه‌لو برکه خورشید
خرچنگ بلند پرواز خرچنگ بلند پرواز
مجموعه «بهترین نویسندگان ایران»، با در کنار هم قرار دادن داستان‌هایی از نویسندگان تاثیرگذار و صاحب نام حوزه کودک، همراه تصویرگری‌هایی متناسب، مجموعه‌ای ماندگار و قابل مطالعه از آثار این بزرگان گردآورده است. خرچنگ بلندپرواز داستانی است آموزنده و تاثیرگذار از «منصور یاقوتی» با تصویرگری خاص و دلنشین «نفیسه شهدادی».
منصور یاقوتی شهر قلم
طراحی انسانی طراحی انسانی
خاستگاه ما چرا مهم است؟ سالیان سال نیاکان ما با حیرت به ستاره‌های دوردست در آسمان شب نگاه می‌کردند،سوالی بارها و بارها توسط تعداد زیادی از افرادی که قرن ها تجربه مشترک داشتند،پرسیده شده است.سوالی که آنها مطرح کردند مستقیما مرتبط است با ریشه همه چالش‌هایی که ما در طول زندگی داریم، مهم نیست این چالش چقدرکوچک یا بزرگ باشد،این پرسش در قلب همه انتخاب‌های ما نهفته است و در همه تصمیم‌گیری‌های ما ریشه دارد.سوال این است: ما کیستیم؟ گرچه بزرگترین طنز زندگی ما میتواند همین باشد،اما پس از پنج هزار سال تاریخ بشریت و دستاوردهای تکنولوژی که تصور آن نیز گیج کننده است، هنوز نتوانسته‌ایم با قطعیت پاسخ این سوال را بدهیم.
گریگ برایدن محمود پورآزاد ذهن زیبا
زن زیبایی که به ماه پرواز می‌کند زن زیبایی که به ماه پرواز می‌کند
افسانه‌ها واقعی نیستند. افسانه‌ها قصه‌هایی هستند پر از موجودات خیالی؛ قصه‌هایی قدیمی که مادران مادربزرگ‌های مادربزرگ‌های ما برای نوه‌هایشان تعریف می‌کردند و نوه‌هایشان وقتی بزرگ می‌شدند آن‌ها را زیاد و کم می‌کردند و برای بچه‌ها و نوه‌هایشان نقل می‌کردند و آن‌ها هم شب‌ها برای ما تعریف کرده‌اند. پس افسانه‌ها حقیقت ندارند اما قصه‌هایی دارند با ماجراهایی جذاب و قهرمان‌هایی شگفت‌انگیز که دست به کارهای عجیبی می‌زنند...
دوآن لیکسین سمیه نوروزی آفرینگان
تیه طلا تیه طلا
اون‌قدر جا خوردم که گوله جیوه از دستم ول شد روی زمین و قل خورد لای چمن‌کاری حیاط و دیگه گمش کردم! انگشترمم... دیگه انگشتر نبود و دیگه هیچ‌وقتم انگشتر نشد برام! جیوه طوری رینگ انگشتر طلامو خورده بود، که دیگه حتی نمی‌شد سرشو به هم جوش داد، یه بخشی از طلا رو جیوه از بین برده بود! انگشترمو خیلی دوست داشتم، بهش دل بسته بودم... بعدش، دیگه نه اون گوله فریبنده رو داشتم، نه انگشترمو تونستم داشته باشم و دستش کنم! فرهاد در حد بضاعتش که چشمانش باید به خیابان می‌ماند، فقط چشم غره‌ای نصیب طلا کرد و شاکی پرسید: - صبر کن ببینم! الان من قراره تو رو بخورم؟! - داشتم درباره جیوه و طلا حرف می‌زدم! اگه من طلا باشم و تو جیوه، شک نکن که نابودم می‌کنی!
عاطفه منجزی سخن
آرزوی بزرگ 1 ابر کوچک آرزوی بزرگ 1 ابر کوچک
ابرک خانم، یک ابر خیلی خیلی کوچولو موچولوست که به هر دری می‌زند تا یک کار خیلی خیلی بزرگ انجام دهد. در این راه دوستان تازه‌ای پیدا می‌کند، ماجراهای جدیدی را از سر می‌گذراند و یاد می‌گیرد چه‌طور با همه کوچکی‌اش کارهای بزرگ انجام دهد.
تام لیچتنهلد آزاده کامیار پرتقال
خوشی‌ها و ناخوشی‌های فرزندآوری خوشی‌ها و ناخوشی‌های فرزندآوری
بچه‌ها به‌نوعی هم منشأ بدبختی در زندگی هستند و هم معنای زندگی. از سویی، والد بودن ناگزیر می‌طلبد به بزرگ‌ترین و بنیادی‌ترین پرسش فلسفی بپردازیم: زندگی خوب چیست؟ از سوی دیگر، بچه داشتن بی‌شک هر نگرانی‌ای را درمورد نداشتن خالقیت رد می‌کند و حسادتی را که در غیر این صورت از ابتکار دیگران حس می‌کردیم (دست‌کم برای مدتی) از بین می‌برد. به‌خاطر وجود خانواده همۀ ما تجربۀ تعلقی داریم که نه بر مبنای اعتقادات، دستاوردها یا زحماتمان، بلکه بر مبنای چیزی بکرتر و تغییرناپذیرتر بنا شده است: حقیقت تولدمان. در دنیایی که عموما شاغل بودنمان به نخی بند است، دنیایی که در آن به‌ سرعت و با قطعیت از سوی همگان قضاوت می‌شویم، دست‌کم می‌دانیم از خانواده‌هایمان اخراج نمی‌شویم، حتی اگر سر شام گفت‌وگویی خیلی خوب نداشته باشیم و در شغلمان مفتضحانه شکست خورده باشیم. خانواده منبع آسودگی عاطفی پایدار است.
موسسه مدرسه زندگی رشید جعفرپور نشر کرگدن