عطر سنبل عطر کاج
رمان خارجی

عطر سنبل عطر کاج

عطر سنبل، عطر کاج ترجمه کتاب Funny in farsi است که با اجازه و تایید نویسنده در ایران منتشر می‌شود. این اثر یکی از کتاب‌های پر فروش آمریکا در دو سال گذشته بوده و جوایز متعددی کسب کرده است از جمله یکی از سه کاندیدای نهایی جایزه برتر (معتبرترین جایزه کتاب‌های طنز آمریکا) در سال 2005 و کاندیدای جایزه Pen آمریکا در بخش آثار خلاقه غیر تخیلی.

قصه
۹۷۸۹۶۴۵۷۷۶۶۲۴
۱۳۸۸
۱۹۲ صفحه
۱۶۷۰ مشاهده
۱۷ نقل قول
رمان های مشابه

ﭼﯿﻨﯽ ﻫﺎی ﻟﯿﻤﻮژ در ﻧﺒﻮدﺷﺎن ﻟﺬت ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺑﻪ ارﻣﻐﺎن آورده ﺑﻮدﻧﺪ ﺗﺎ وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮی ﮔﻨﺠﻪ ﺑﻮدﻧﺪ. اﻟﺒﺘﻪ دﯾﮕﺮ ﯾﮏ ﺳﺮوﯾﺲ ﭼﯿﻨﯽ ﻧﺪارﯾﻢ ﺗﺎ ﺑﺮای ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯾﻤﺎن ﺑﻪ ارث ﺑﮕﺬارﯾﻢ. اﻣﺎ اﺷﮑﺎل ﻧﺪارد. ﻣﻦ و ﻓﺮاﻧﺴﻮا ﺗﺼﻤﯿﻢ دارﯾﻢ ﺑﻪ ﻓﺮزﻧﺪاﻧﻤﺎن ﭼﯿﺰ ﺑﺎ ارزش ﺗﺮی ﺑﺪﻫﯿﻢ. اﯾﻦ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺳﺎده ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ راه ﺑﺮای ﮔﺬر از ﻣﺴﯿﺮ زﻧﺪﮔﯽ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ اﻧﺴﺎن "اﻫﺪاﮐﻨﻨﺪه ی ﻋﻤﺪه" ی #ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻪ آن ﻫﺎ ﺧﻮاﻫﯿﻢ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﮐﺴﯽ ﺑﺎ داﺷﺘﻦ ﮐﻠﯽ اﺷﯿﺎء زﯾﺒﺎ و ﻗﯿﻤﺘﯽ ﻫﻨﻮز ﺑﯽ ﻧﻮا ﺑﺎﺷﺪ. و ﮔﺎﻫﯽ داﺷﺘﻦ دﺳﺘﻮر ﭘﺨﺖ ﮐﯿﮏ ﺷﮑﻼﺗﯽ ﮐﺎﻓﯽ اﺳﺖ ﺗﺎ اﻧﺴﺎن ﺑﺴﯿﺎر ﺧﻮﺷﺤﺎل ﺗﺮ ...


ﺧﯿﻠﯽ از آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻫﺎ دﯾﮕﺮ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮدﻧﺪ ﻫﺮ اﯾﺮاﻧﯽ، اﮔﺮﭼﻪ ﻇﺎﻫﺮش آرام ﻧﺸﺎن ﺑﺪﻫﺪ، ﻫﺮﻟﺤﻈﻪ ﻣﻤﮑﻦ
اﺳﺖ ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ ﺷﻮد و اﻓﺮادی را ﺑﻪ اﺳﺎرت ﺑﮕﯿﺮد. ﻣﺮدم ﻫﻤﯿﺸﻪ از ﻣﺎ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻋﻘﯿﺪه ﻣﺎن درﺑﺎره ی ﮔﺮوﮔﺎن ﮔﯿﺮی ﭼﯿﺴﺖ، و ﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﯿﻢ "وﺣﺸﺘﻨﺎک اﺳﺖ" اﯾﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﻏﺎﻟﺒﺎ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ رو ﺑﻪ رو ﻣﯽ ﺷﺪ. اﯾﻦ ﻗﺪر از ﻣﺎ درﺑﺎره ی ﮔﺮوﮔﺎن ﻫﺎ ﺳﻮال ﻣﯽ ﮐﺮدﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﻢ ﮐﻢ داﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﻣﺮدم ﮔﻮﺷﺰد ﻣﯽ ﮐﺮدم آن ﻫﺎ ﺗﻮی ﭘﺎرﮐﯿﻨﮓ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ. ﻣﺎدر ﻣﺸﮑﻞ را اﯾﻦ ﻃﻮر ﺣﻞ ﮐﺮده ﺑﻮد ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ اﻫﻞ روﺳﯿﻪ ﯾﺎ ﺗﺮﮐﯿﻪ اﺳﺖ. ﺑﻌﻀﯽ وﻗﺖ ...


در ﻫﺮ ﺧﺎﻧﻮاده ای ﯾﮏ آدم ﻣﺎﺟﺮاﺟﻮ ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﺷﻮد. در ﺧﺎﻧﻮاده ی ﭘﺪراﯾﻦ اﻓﺘﺨﺎر ﺑﻪ ﻋﻤﻮ ﻧﻌﻤﺖ اﷲ ﻣﯽ رﺳﺪ. ﺷﺎﻫﮑﺎرش ﻫﻢ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮش را ﺧﻮدش اﻧﺘﺨﺎب ﮐﺮده، آن ﻫﻢ ﺳﻪ ﺑﺎر.
ازدواج در ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎ ﮐﺎری ﺑﻪ ﻋﺸﻖ و ﻋﺎﺷﻘﯽ ﻧﺪارد. ﺑﯿﺸﺘﺮ اﻧﺘﺨﺎﺑﯽ ﻣﺼﻠﺤﺘﯽ ﺳﺖ. اﮔﺮ آﻗﺎ و ﺧﺎﻧﻢ اﺣﻤﺪی از آﻗﺎ و ﺧﺎﻧﻢ ﻧﺠﺎﺗﯽ ﺧﻮش ﺷﺎن ﺑﯿﺎﯾﺪ، ﻓﺮزﻧﺪاﻧﺸﺎن ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻫﻢ ازدواج ﮐﻨﻨﺪ. از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ اﮔﺮ ﭘﺪر ﻣﺎدرﻫﺎ از ﻫﻢ ﺧﻮش ﺷﺎن ﻧﯿﺎﯾﺪ وﻟﯽ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺷﺎن ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ را دوﺳﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺧﺐ، ﻫﻤﯿﻦ وﻗﺖ ﻫﺎ اﺳﺖ ﮐﻪ اﺷﻌﺎر ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺳﺮوده ﻣﯽ ﺷﻮد. اﮔﺮﭼﻪ ...


پدر و مادر حالا سی سال است که در آمریکا زندگی می‌کنند، و انگلیسی شان تا دی پیشرفت کرده، اما نه آن قدر‌ها که می‌شد امیدوار بود. تمام تقصیر هم به گردن آن‌ها نیست، واقعیت این ست که انگلیسی زبان گیج کننده ای است. وقتی پدر از دخترِ دوستش تعریف کرد و او را homley نامید، منظورش این بود که کدبانوی خوبی می‌شود. وقتی از رانندگان horny گلایه می‌کرد، می‌خواست بگوید زیاد بوق می‌زنند. و برای پدر و مادر هنوز قابل درک نیست چرا نوجوان‌ها می‌خواهند Cool باشند برای آنکه Hot محسوب شوند.


من عاشق ماجراهای فرانسوا بودم، و خودم هیچ وقت مجبور نبودم خاطره ی عجیبی تعریف کنم؛ به نظر او، ایرانی بودن و داشتن اسمی مثل فیروزه به تمام ماجراهای خودش می‌چربید. در این زمینه چندان با او موافق نبودم، اما من کی بودم که بخواهم حباب‌های خیال مردی را بترکانم که توانسته بودم بدون زحمت تحت تاثیر قرارش بدهم؛ مردی که شیفته ی جزئیات پیش پاافتاده ی زندگی ام شده بود؟ یک خاطره ی بی اهمیت از خاویار فروش‌های کنار دریای خزر یا نسترن‌های باغ عمه صدیقه رو می‌کردم، و مرد فرانسوی دلش غش می‌رفت. با گفتن هجوم قورباغه‌ها در ...


کتاب شیرینی است، زبان جذابی دارد. شاید از نظر تکنیک ادبی و هنری چیزی برای گفتن نداشته باشد اما نویسنده داستانش را با مهارت قصه‌گویی کارکشته تعریف می‌کند، آنقدر که از خواندن کتاب لذت می‌برید حتا یک جاهایی هم قاه‌قاه می‌خندید.


گاهی آسان کردن زندگی در کوتاه مدت، باعث سخت شدن آن در بلند مدت می‌شود.


زبان فارسی نسبت به انگلیسی کلمات دقیق‌تر و بیشتری برای نسبت‌های فامیلی دارد برادران پدر "عمو" هستند. برادر مادر "دایی" است. شوهر‌های خاله و عمه "شوهرخاله" و "شوهرعمه" هستند. توی انگلیسی تمام این مردها Uncle نامیده می‌شوند. بچه هایشان فقط با یک کلمه در انگلیسی نامیده می‌شوند، Cousin. در حالی که توی فارسی هشت کلمه داریم که نسبت فامیلی را دقیق نشان می‌دهد.


همه- جز قماربازها- می‌دانند که از قمار پول در نمی‌آید. پدر همیشه عقیده داشت خیلی به بُرد نزدیک می‌شود، اما به خاطر یک اتفاق پیش بینی نشده - مثلاً بُردن یک نفر دیگر- می‌بازد.


بهترین راه برای گذر از مسیر زندگی این ست که انسان "اهدا کننده ی عمده" ی مهربانی باشد.


بازم نشون بده
امتیاز کاربران مشاهده همه
azadeh.k
azadeh.k
Novler
Novler
sahbaa
sahbaa
vida.c
vida.c
Elham
Elham
كتابخانه گوگولي
كتابخانه گوگولي
فیروزه جزایری دوما
صفحه نویسنده فیروزه جزایری دوما
۸ رمان فیروزه جزایری دوما، نویسنده ایرانی آمریکایی است. فیروزه جزایری، در سال ۱۳۴۴ در شهر آبادان به دنیا آمد. زمانی که وی ۷ ساله بود، به همراه خانواده از طرف شرکت نفت ایران که پدرش در آن به عنوان مهندس کار می‌کرد، به شهر ویتی‌یر در کالیفرنیا رفت. پس از دو سال زندگی در آمریکا به ایران بازگشت و در اهواز و تهران به‌سر برد. دو سال بعد، دوباره خانوادهٔ وی به آمریکا برگشتند و ابتدا در ویتی‌یر و سپس در نیوپورت‌بیچ ...
خنده لهجه نداره
خنده لهجه نداره فیروزه جزایری دوما، نویسنده کتاب Funny in farsi است که در ایران با نام عطر سنبل، عطر کاج ترجمه شده است. او در این کتاب جدیدش داستان‌هایی لطیف و خنده‌دار در مورد وقایعی تعریف می‌کند که برای خودش و خانواده‌اش در ایران و آمریکا پیش آمده است. مطالب فکاهی، تاثیرگذار و مطرح این کتاب حاکی از آن است که چگونه ...
بدون لهجه خندیدن
بدون لهجه خندیدن این داستان درست مثل داستان‌های دیگر این نویسنده جذاب و سرگرم کننده می‌‌باشد. داستان‌های خانوادگی استثنایی که با شوخ‌طبعی طنزآمیز عاری از هرگونه احساساتی گر گفته شده است. این کتاب ما را به درک این‌که آمریکایی بودن یعنی چه نزدیک‌تر می‌کند.
عشق طنز مشق طنز (خاطره دوران بلوغ 1 ایرانی در آمریکا)
عشق طنز مشق طنز (خاطره دوران بلوغ 1 ایرانی در آمریکا) هفت ساله بودم که همراه پدر و مادر و برادر چهارده ساله‌ام، فرشید، از آبادان در ایران به شهر «ویتی یر» کالیفرنیا رفتم. برادر بزرگترم، فرید، را یک سال قبل به فیلادلفیا فرستاده بودند تا در آنجا به دبیرستان برود. او هم مثل اغلب جوان‌های ایرانی همیشه آرزو داشت در کالجی در خارج از کشور حضور پیدا کند و به ...
خندیدن بدون لهجه
خندیدن بدون لهجه این داستان درست مثل داستان‌های دیگر این نویسنده جذاب و سرگرم کننده می‌‌باشد. داستان‌های خانوادگی استثنایی که با شوخ‌طبعی طنزآمیز عاری از هرگونه احساساتی گر گفته شده است. این کتاب ما را به درک این‌که آمریکایی بودن یعنی چه نزدیک‌تر می‌کند.
خنده لهجه‌ندار
خنده لهجه‌ندار آن قسمت‌هایی از زندگی ما که عوض شدند آن‌هایی نبودند که خودمان انتظار داشتیم. از کجا می‌دانستیم یک روز ساق‌بند پا می‌کنیم و می‌رویم کلاس اروبیک؟ می‌دانستیم بچه‌های خانواده همگی دانشگاهی می‌شوند ولی از کجا خبر داشتیم زبان فارسی خودمان را تا حدی فراموش می‌کنیم و به جایش مقداری اسپانیایی یاد می‌گیریم؟ چیزی که ما می‌خواستیم رفاه و آسایش زندگی ...
مشاهده تمام رمان های فیروزه جزایری دوما